شاخصه های فردی روانی اجتماعی دینی و حکومتی خوارج

1) جهل و تعصب و غرور و خودخواهي و تسليم نشدن در برابر حق و حرف حق ، مايه بدبختي و گمراهي و جهنمي شدن خوارج مي شود اي برادر و خواهر ، مراقب باش ممکن است تو نيز در نزد خداوند از گروه خوارج محسوب شوي. اينکه چه نامي بر خود نهاده اي ( مثلا شيعه يا حزب الله يا سني و . . . ) مهم نيست مهم اين است که چگونه فکر مي کني و چه عقايدي داري و چگونه رفتار مي کني . هم اينک بدون خشم و با صبر و حوصله تا انتهاي اين کتاب را مطالعه کن آنگاه اگر خداي ناکرده از مشخصه هاي خوارج در تو بود براي نجات خود از آتش دوزخ دست به کار شو زيرا نه تنها شفاعت و توسل بلکه خدا نيز در قيامت براي خوارج هيچ کاري نمي کنند، زيرا :


2) اگر نجاستي با دانش پاک نشود با هيچ چيز ديگري پاک نخواهد شد حتي با آتش و اين است رمز جاودانگي در دوزخ !


3) خوارج مانند کپک هستند که بهترين محيط براي کشت و رشد آنها محيطي است که خرافات و دروغهاي تاريخي با دين قاطي شده باشد. ميوه اين چنين محيطهاي فاسدي ، غم و اندوه و بيماري و جنگ و مرگ است. به همين دليل به نظر من ، فساد اين محيطها از کاباره ها و فاحشه خانه ها و مشروب فروشي ها بيشتر است. اگر سري به محله هاي شيعيان در مناطق يهودي نشين اصفهان بزني به مقدار فراواني به انبوه جلسات و پرچمها و تابلوها و روضه هايي از اين دست برمي خوري! محافل و محيطهايي که جواناني تربيت مي کنند تا بروند به جنگ کشور همسايه شيعه يعني عراق تا انتقام سيلي زهرا را بگيرند! ( لطفا اين قسمت را دوباره و با دقت از ابتدا بخوانيد )


4) سخني با خوارج ( زن و مرد و بچه ! ) اگر بنا به فرض محال کتابخوان شده ايد ! و بنا به فرض محال تر ، کتاب حاضر را براي مطالعه برداشته ايد ! و بنا به فرض محالتر تا آخر کتاب را ادامه دادي ! دوست عزيز ، من دشمن تو نيستم من دشمن آن شيطاني هستم که در سينه تو پنهان شده و نقاب دين به چهره زده است ! اتفاقا اگر تو هدايت شوي بهتر از ساير مردم مي تواني به دين خدا خدمت کني زيرا شما مصممتر و محکمتر و پاک نيت تر از بقيه مردم هستيد .


5) در قرآن هر کجا به قوم يهود و علماي آن ايراد گرفته شده دقيقا منظور خداوند همين تفکرات خوارج است که در همه ملل و اديان وجود دارد و اين است راز اينهمه تکرار و اشاره به اين گروه نابه کار در قرآن کريم !


7) هم اينک ، مذهب سياسي و سياست مذهبي هر دو در ايران محکوم به شکست شده اند .


8) نجس ترين چيز دنيا فکر آخوند است که در وجود خوارج تبلور پيدا مي کند .


10) من يک شيعه سني موحد ايراني عرب آلماني فرانسوي هستم . ( به کوري چشم خوارج )


11) اگر به عملکرد داخلي و خارجي حکومتهاي ايران و اسراييل و آمريکا در سه دهه اخير نگاهي بيندازي مي فهمي که چرا گفته اند دين از سياست جداست . البته منظور از جدايي دين از سياست نه سپردن امور کشور به انسانهاي نا اهل ، بلکه دور کردن خوارج از حکومت است .


12) سعادت بشريت در گرو سعادت يهود است به شرطي که اين قوم ، قدرشناس اين سعادت باشند ( و دست به لابي هاي قدرت و باندبازي و تفرقه افکني و زراندوزي نزنند )


13) حقيقت ، در تضارب آراست . خوارج اينرا نمي فهمند .


14) وقتي خوارج ، در حماقتشان مصممند چرا من در حقيقتم شک کنم ؟


15) خوارج به قدري کوته بين و قشري هستند که گاه ، حتي مطالعه ، آنها را به جهل مرکب مي کشاند ! براي همين من حتي در بين اساتيد و دکترها افرادي از اين گروه را ديده ام !


16) کجاست آن رادمردي که پايش حتي در برابر قرآن سرنيزه نلرزد چه برسد به خرافات و احاديث و دروغهاي تاريخي باند علامه مجلسي ! و چه برسد پاي منبرها و روضه ها !


17) من از ايران فقط شعرا و نويسندگان آن را مي ستايم . من همسايه علي ، همزاد اگزوپري ، همرزم ولتر ، همراز حافظ ، همسر راشل کوري ، همپاي نيچه ، همخون حسين ، همدم خيام و همراه طوفانها و رعد و برقم ! کناره آتشفشان همه سرزمينها منزلگاه من است . تمامي هستي وسعت روح من است چون توحيدي مي انديشم و بسي دورم از بازيهاي کودکانه آب و خاک ملي گراها . و قفسهاي ايسمها و چنگ و دندان نشان دادنهاي درندگاني که خوارج نام دارند .


18) زماني که در اين شهر ، کاباره ها دائر بود و فروش مشروبات الکلي آزاد ، ايمان مردم قوي تر و عميق تر و تعداد مومنان واقعي بيشتر بود تا اکنون که همه شئونات کشور به دست خوارج افتاده است و اين نشان مي دهد که : جهل بدتر از فساد است !


19) جهل ، مايه حقارت است براي همين ، خوارج ، دست به ضرب و شتم و ترور و شکنجه و زنداني کردن مخالفان مي زنند تا عقده حقارت خود را جبران کنند .


20) خوارج قبل از خلقت آدم نيز بوده اند، آري ابليس از خوارج بوده است که حتي به گفته برخي بسيار هم عبادت مي کرده و ما مي دانيم که خوارج نيز همينگونه اند و البته عبادت به سبک خوارج سودي ندارد،ابليس نيز مانند خوارج تنگ نظر بوده و از انسان فقط جسم خاکي را مي ديده و به آتش خود فخر مي فروخته و نگاهي سطحي و کوچک داشته، دقيقا مثل خوارج. ابليس متکبر و مغرور بوده و حتي توبه نکرده و اين نيز خصوصيتي ديگر از خوارج است و در انتها بدانيد که ابليس نيز چون خوارج خدا را قبول داشته و حتي به عزت خدا قسم خورده که مردم را گمراه کند ولي مي دانيم که در انتها جهنمي مي شود. خدا را همچون ابولهب و ابوجهل و روافض قبول داشتن فايده اي ندارد. خدا را بايد در قرآن و سنت جستجو کرد.


22) خوارج مانند پيازند ! اشک آدم را در مي آورند از اول تا آخرشان هم يک لايه مشابه است خواص پياز را هم ندارند !


23) دوست دارم اگر هم به جهنم رفتم از خوارج دور باشم ولي آيا جز خوارج ، کسي وارد جهنم مي شود ؟


24) خوارج ، فسيلهاي زنده اي هستند از يک گونه آدم نماهاي نئاندرتال ! که نسلشان ميلونها سال قبل منقرض ولي بقاياي آنها هنوز به حيات ميکروسکوپي خود ادامه مي دهد .


25) جانوراني که در اعماق تاريک اقيانوسها زندگي مي کنند به خاطر فقدان نور کورند به همين قياس اگر شما خورشيد قرآن را مقابل چشم خوارج بگيري چون کورند نمي بينند پس نمي فهمند .


26) کشتن خوارج ، هيچ مشکلي را حل نمي کند فقط بايد چهره پليد آنها را به مردم نشان داد.


27) خوارج يک عيب يا اشتباه را به کل موضوع تعميم مي دهند ! حال آن موضوع مي تواند شخص باشد يا يک ايده يا يک دولت يا . . .


28) امتحانات خدايي براي تعيين درجه خلوص است و اصولا بسيار سخت و دشوار است و قبولي در آن وابسته به ميزان ايمان و توکل و يقين و دانش و خودسازيهاي قبلي و قوت و قدرت روحي است و چون خوارج اينها را ندارند هميشه در امتحانات الهي شکست مي خورند !


29) آدمها و ملتها و حکومتهايي که زياد نق مي زنند دور از حالت رضا و نزديک به دوزخند .


30) با کسي که به جاي منطق ، تعصب بر او حاکم است وارد بحث نشو زيرا : آنکه خواب است را مي توان بيدار کرد ولي آنکه خود را به خواب زده نمي توان و نمي توان و نمي توان !


31) خوارج ، مانند يک سيستمي هستند که تمامي گيرنده هاي آن قطع شده ولي فرستنده هايش به شدت هر چه تمامتر در حال فعاليت است .


32) خوارج ، معتقدند يک اصل ثابت کلي مي تواند کارکردهايي متغير داشته باشد ( اوج شعور ) مثلا فساد جامعه زمان شاه ، تقصير شاه بوده ولي فساد کنوني تقصير آمريکاست ! و تعجب من در اينجاست که اين حضرات ، هميشه قشري و به قول خودشان اصولگرا هستند ! آري اصولگرايي تا آنجا که به نفعشان باشد .


33) چقدر برايم جالب بود که از رييس خوارج جمهوريخواه يعني جرج بوش شنيدم که مي گفت : هر کس با ما نيست با تروريستهاست ! و اين در حالي بود که مقام عظماي ولايت ، سالها قبل از اين ، مردم ايران را به دو گروه خودي و غيرخودي يا همان دوست و دشمن تقسيم بندي فرموده بودند ! آري اين است راز تشابه اين قوم نا به کار به يکديگر !


34) خوارج ، هم براي خودشان دردسرند هم براي اطرافيان هم براي دين هم براي جامعه !


35) زير بار حرف حق نروي در صحيفه الهي ، مستقيم وارد طبقه خوارج شده اي هر اسمي هم که روي خودت گذاشته باشي مهم نيست : حزب الله ، سني ، شيعه ، القاعده ، سلفي ، وهابي ، يهود ، مسلم و . . . آري مهم طرز تفکر و شخصيت و روش و مرام توست نه اسم و عنوان تو !


36) 40 درصد عقايد ما اشتباه و 50 درصد ، اضافي است تا دير نشده بپاخيزيد زيرا کالبد جامعه ايراني در حال احتضار و مرگ است !


37) نمي دانم سرطان خوارج با چه دارويي علاج مي شود زيرا بدن آنها منطق و دانش را که قوي ترين و آخرين داروي درماني است ، پس مي زند !


39) خوارج ، به سئوالات سخت مي گويند : شبهه!


40) علامه اميني و علامه مجلسي و شيخ عباس قمي پدر فکري خوارج عصر جديدند .


41) آقايان آويني و ازغدي ، خوارجي هستند که بوستان انديشه را با وجود خود ملوث کرده اند . زيرا ادعاي جويندگي و شيفتگي حق آنها گوش فلک را پر کرده ولي در هنگام آزمايش و عمل ، حاضر نمي شوند از کوچکترين خرافه دست بشويند و حتي با توجيه و سفسطه ، مقام بلند قلم و هنر را نيز به لجن کشيده اند .


42) خوارج ، به سئوالي که پاسخ به حق آن ، به ضرر آنهاست مي گويند : شبهه !


43) آدم احمق دو مشکل هميشگي دارد : مشکل پولي و مشکل جنسي !


44) ايکاش از خواب بيدار مي شدم و مي فهميدم هر آنچه ديدم و بر من گذشت يک کابوس بوده است !


45) در سپاه شيطان ، بالاترين مدال افتخار از آن خوارج است زيرا اينان ، بهتر از هر دشمن معاندي مردم را از خدا و دين ، بيزار مي کنند .


46) خوارج ، با اشرار ظاهري دشمنند و طرفه آنکه اين اراذل و اباش در روز قيامت به بهشت مي روند و خوارج به جهنم .


47) شرارت و لاابالي گري ظاهري بهتر است تا اتوکشيده بودن ظاهري و شرارت باطني !


48) با شهامت قوام مي گيرد در رنج شکوفا مي شود در سادگي مي آيد با دانش ابياري مي شود با خلوص مقاوم مي شود و بر توکل تکيه مي زند . راه ريشه کن کردن خوارج ، اينهاست !


49) خوارج ، گوشهايشان به حق ، سنگين ، چشمهايشان به فريب ، تيز و زبانهايشان به اعتراض ، دراز است .


50) خوارج ، گوشهايي سنگين و زبانهايي دراز دارند .


51) آنچه باعث مي شود يک نفر ندانسته در طبقه خوارج قرار گيرد : ساده لوحي ، قشري نگري و ظاهربيني ، نگاه از يک زاويه ، غرور ، تلقين اشتباهات از سوي والدين يا آخوندها به او ، عجله در رد يا قبول هر موضوعي ، گوش ندادن به سخن حق ، تقليد ، ترس ( ترس از مثلا قرآن سر نيزه که مبادا به جهنم بروم و اتفاقا همين باعث جهنمي شدن او مي شود ) و شيفته گي در برابر قصه هاي خرافي و داستانهاي خيالي و روايات جعلي است !


52) ماجراي خوارج مانند اسب عصاري است که جلوي چشم او را بسته اند و او از صبح تا شب دور خود مي گردد . و عصر فکر مي کند مسيري طولاني را طي کرده و هنگام قيامت خوارج يم فهمند عمري را بيهوده دور عقايد و اوهام باطل خود گشته اند و به هيچ جا نرسيده اند جز جهنم !


53) نوع انسان به خودي خود مغرور و زبان نفهم است ! خوارج تشديد شده اين حالتند !


54) خوارج به سراغ دانش هم که مي روند به قصد تخريب و خرابکاري است ! موسسه رويان براي تغيير ژنيتيکي و ساختن سربازان خونخوار براي امام زمان و انرژي هسته اي براي بمب اتم و . . .


55) راه مبارزه با خوارج : خوارج را تحريم کنيد با آنها نه صحيت کنيد نه ازدواج نه معامله .


56) سياسي کار بلاي جان خوارج است .


57) قرطي ها مثل اسهالند خوارج مثل يبوست !


58) خوارج يا روي پوسته قشري يک موضوع مي مانند يا وارد ريز جزئيات مي شوند در صورتيکه حقيقت در کليت ميان اين دو حالت است .


59) ملتي که دنبال قصه و اوهام و خرافات و خلافت است يک روز نتيجه اين اعتقاد يقه او را به اسم ولايت مطلقه مي گيرد و به نکبتي فرو مي افتد که مي بينيد ! حضرت علي مي فرمايند : باش فرزند زمانه ات . خلافت و ولايت زماني داشت و اکنون زمانه اي ديگر است .


60) تفاوت انسان با حيوان در مطالعه است .


61) خوارج در تمامي اديان ، با زن جماعت ، مشکل دارند !


62) بسيار بعيد است خداوند دو گروه را ببخشد : کساني که حقه باز و حيله گرند و کساني که حرف حق را مي شنوند و به جاي تسليم در برابر آن به دنبال پاسخ و توجيه مي گردند .


63) ( سوره روم آيه 32 ) را ببینید


64) ( سوره مائده 77 ) را ببینید


66) خوارج به همه شک دارند مگر به خودشان !


67) توهم توطئه و دشمن : خوارج از شدت کم مايگي و ترس ، هميشه در توهم توطئه و دشمن هستند اينها حتي در تاريخ به دنبال کشف توطئه و دشمنهاي خيالي مي گردند ! مثلا مي گويند باند عمر و ابوبکر و خالدبن وليد به خانه علي حمله کرد و حق علي را غصب کرد و . . . ولي ما مي دانيم که نه حمله اي به خانه حضرت علي شده و نه اصولا حضرت علي خليفه از جانب خدا يا رسولش بوده اند ( مراجعه کنيد به صدها کتاب سايت عقيده مانند نقد المراجعات و آلفوس و . . . ) ضمن اينکه حضرت عمر و ابوبکر طبق تفسير خود شيعيان در آيه : يا ايهالذين آمنو لا ترفعوا اصواتکم . . . . برخي اوقات با هم درگيري داشته و هيچگونه تشابه و سنخيت شخصيتي بين آنها وجود نداشته است ! و حتي خليفه دوم به محض خلافت ، خالد ابن وليد را معزول مي کند به نحويکه نام او به محض خلافت عمر از آن تاريخ به بعد از کتب تاريخ محو مي شود ! پس نه باندي بوده و نه توطئه اي بلکه اين ذهن خيالپرداز و بيمار و خرافه ساز خوارج است که اين چرنديات را در کتب روايي و بالاي منبرها در مغز عوام کالانعام جا انداخته است . به عنوان مثالي ديگر : در جريان قتلهاي زنجيره اي مقام عظماي ولايت و تمامي روزنامه هاي رژيم ، مسئوليت ترورها را به گردن اسراييل و آمريکا انداختند و اگر آقاي خاتمي دست اداره اطلاعات را رو نمي کرد چه بسا هنوز آمريکا و اسراييل ، مقصر بودند ! يا اگر سيد مهدي هاشمي معاون قائم مقام رهبري آقاي منتظري در جريان جناح بنديهاي سياسي دستگير نشده بود و منتظري را کنار نزده بودند هنوز قتل آقاي شمس آبادي را به گردن ساواک مي انداختند ! يا ماجراي سينماي رکس آبادان که بسياري معتقدند کار خود آخوندها بوده است و . . . و چرا راه دور مي رويم مگر حضرت علي را يکي از شيعيان سپاه خود ايشان نکشت ؟ و يا امام حسين را مگر شيعيان کوفي که با مسلم بيعت کرده بودند نکشتند ؟ ! آري امام حسين و حضرت علي نه به دست اهل سنت نه به دست معاويه و يزيد بلکه به دست خوديها کشته شدند و . . . .


68) خوارج استاد اينند که خودشان را به خري بزنند ولي در قيامت چه مي کنند ؟


69) مي خواهي خوب باش مي خواهي بد، به کسي مربوط نيست ! ولي سعي کن براي خودت اصول و خط قرمزهايي داشته باشي . . . . خوارج به اصول خود نيز پايبند نيستند.


70) اگر در زندگي تعادلي بين برنامه هاي ديني و سياسي و غذايي و ورزشي و کاري و هنري و خانوادگي و تفريحي نداشته باشي به مرور بيمار مي شوي، اول از همه نيز روح و روانت و سپس فکرت و بعد جسمت ويران مي شود . ديگر خود داني !


71) خوارج ، بزرگترين منکر را در پيدا بودن موي زنان از زير لچک مي دانند ! در حاليکه در همان زمان ، حکام ، مشغول حيف و ميل و دزدي هاي ميلياردي هستند !


72) خوارج در جاده الهي ( صراط مستقيم ) سرگرم شمردن ريگها و مشاهده علفهاي کنار جاده و نصب مجسمه افراد در سر راهها و ساختن قبر و گنبد و احداث ندانسته دست انداز و حفر چاه و چاله و ايجاد مزاحمت براي عابرين و سد معبر ! و نقشه برداري از صحنه تصادفات بي اهميت ( که دو طرف دعوي گذشت کرده و رفته اند ! ) و کمک ندانسته به راهزنان دين در احداث جاده هاي انحرافي و دادن علائم هشدار غلط و اشتباهي به ساير خودروها هستند !


73) خوراج ، خود را کم اشتباه و بي عيب مي پندارند و اين خود وحشتناکترين عيب آنهاست!


74) حکومت بر عده اي احمق ، هيچ افتخاري ندارد .


75) سرمست خيالات و اوهام و خرافات ، فقط با واقعيت آتش از خواب خرگوشي بيدار مي شود !


76) باند علامه مجلسي از مشرکان پست ترند طبق صريح آيه قرآن ، مشرکان هنگام مشاهده مرگ يا عذاب ، خدا را به ياد آورده و مي گفتند: اي خدا، ولي اين حضرات مي گويند : يا ابوالفضل !


77) آدم بد ممکن است نظري درست داشته باشد، خوارج اين را نمي فهمند !


78) مدير احمق بيشتر از مدير دزد ضربه مي زند، خوارج اين را نمي فهمند .


79) مي توان از روشهاي متفاوت به خدا رسيد، خوارج اين را نمي فهمند .


80) به يک قضيه نبايد فقط از يک زاويه نگاه کرد، خوارج اين را نمي فهمند .


81) هر چه به طبيعت و به مردم نزديکتر شوي خدا را بهتر مي فهمي هر چه به خودت هم نزديکتر شوي به خدا نزديکتر شده اي خوارج از همه اينها دورند . گاه براي رسيدن به هدف ، بايد راه طولاني تر را طي کرد . خوارج اين را نمي فهمند .


82) خوارج ، استاد خراب کردن ديگرانند .


83) حضرت علي : آنکه را ( مانند برقعي و بني صدر و طالقاني و بازرگان ) نزديکان ( خوارج حزب اللهي ) برانند بيگانگان دريابند !


84) برخي از موارد که اکنون براي خوارج سني حساب مي شود فقط مخصوص زمان نبي اکرم بوده و نه همه زمانها مانند خضاب کردن ريش که حضرت علي مي فرمايند فقط مخصوص زمان پيامبر بوده است . رنگ سياه هم اگر مستحب بوده براي شرايطي خاص و زماني خاص بوده ( زمان شهادت امام حسين ) و نه همه زمانها .


85) يک طرفه رفتن به دره و تعصب ختم مي شود به دوزخ !


86) خوارج به نيت رسيدن به حق عجله مي کنند و اين آنها را به باطل مي رساند !


87) خوارج سد راه پيشرفت و تکامل بشريتند .


88) با داشتن اسم حزب الله يا مسلمان يا سني يا سلفي نمي توان خدا را فريب داد ! اگر فکر و شخصيت تو مانند خوارج بود اسم تو در صحيفه الهي در کنار خوارج ثبت مي شود و همراه آنها برانگيخته و مانند آنها وارد دوزخ مي شوي !


89) در يک اجتماع ، رابطه اي بسيار عجيب و معنا دار ميان فقدان خوارج و پيشرفت و تکامل وجود دارد .


90) خوارج ، از شدت حقارت و حماقتي که اوهام تاريخي و افسانه هاي خيالي به آنها داده رهبران فعلي خود را به جاي حضرت علي مي گذارند و مخالفان را به جاي دشمنان آنها در نتيجه با چنگ و دندان به حفظ نظام به هر طريق و هر روش پرداخته و اتفاقا همين خريتها باعث شده آنها در جايگاه خوارج ( يعني دشمن علي ) و حتي يزيد قرار گيرند و مخالفين در جايگاه انسانهاي خوب و مظلوم !


91) مرگ بر سرايندگان مرگ! مرگ بر خوارج .


92) تاريک فکران ، شيفته رنگ سياهند و اگر جز اين بود جاي تعجب بود !


93) برخي از مشاغل مناسب که به خوارج توصيه مي شود : قبر کني ، مرده کشي ، مرده شويي ، مداحي ، روضه خواني ، کرايه تفت ، جاسوسي براي اداره اطلاعات ، شکنجه گري براي اداره اطلاعات ، تروريستي براي اطلاعات ، محافظ آقا ، زيرپاکشي ، بمب گذاري ، باندبازي ، فروش محصولات فرهنگي ( از قبيل مهر و تسبيح و سي دي سخنراني آقا، کتب خرافي و ادعيه و جادو و جنبل ) داروغگي ، محتسبي ، کلانتري ، گشت ارشاد ، يگان ضد شورش و به طور کلي هر آنچه با جان و روان آدميزاد در ارتباط است .


94) نيچه : ( از آدمهايي که تنها از يک چيز سرشارند و از ديگر موهبتها تهي اند پرهيز مي کنم ) نيچه از افراد يک بعدي بيزار است . براي نيچه ايماني که حيات بخش باشد زماني شکل مي گيرد که کشيش دانشمند شود . نيچه ايمان اکتسابي را ارج نمي گذارد و مومن حقيقي را انسان خلاق و معتقد به خود مي داند .


95) اگر يک نفر از مردم جهان با عينک خوارج به اسلام نگاه کند نه فقط از اسلام بلکه از همه اديان آسماني متنفر خواهد شد !


96) ملتي که تسليم حق نباشد عاقبت روزي باطل بر او مسلط خواهد شد .


98) پزشكان ، كشيشان ، قضات و مامورين حكومتي ، انسان را طوري مي بينند كه گويي خودشان آنرا خلق كرده اند ( ژان پل سارترـ تهوع) . با كمال معذرت ، اينجانب ، روحانيون و خوارج را هم به فهرست آقاي سارتر ، اضافه مي‌كنم .


99) من سئوالي از مردم ايران دارم شما وقتي مي خواهي يک پيراهن يا يک وسيله برقي خريداري کني از چندين نفر ، تحقيق و پرس و جو مي کني و تا مطمئن نشده اي دست به انتخاب نمي زني پس چرا هر آخوند و مداح ناداني هر چه گفت را به عنوان عقيده قبول مي کني و جزء ايمان خود در مي آوري و خودت را به راحتي جهنمي مي کني ؟ چون پول نداده اي ؟ ! ! ! نصيحت برادرانه من به همه مردم ايران اين است که هر حرف و عقيده اي را ( حتي همين کتاب حاضر ) تا مي تواني در خصوص آن تحقيق کن و تا مي تواني سعي کن آنرا زير سئوال ببري و خدشه دار کني آنگاه اگر پس از مدتي مطمئن شدي آن سخن يا عقيده درست و بر حق بوده است آنرا قبول کن و حتي در همين مورد هم اگر کسي پس از مدتي به تو ثابت کرد همين عقيده هم غلط است در رها کردن آن نترسي ! اين است روش جويندگان حق و حقيقت . نه روش آقايان مجلسي يا ازغدي که به سئوال بر حق مي گويند شبهه و به جاي تسليم و خضوع در برابر حق ، فقط در پي رد و اثبات و توجيح و سفسطه و بازيهاي کلامي هستند !


100) خوارج با اينکه آدمهاي مصمم و غُدي هستند ولي براي من جاي تعجب است که در برخي مواقع و در برخي موارد ، به دنده بي خيالي مي زنند !


101) شما مي توانيد از خوارج ، قدرت اراده و غيرت را فرابگيريد ولي آنها از شما هيچ چيزي فرا نمي گيرند .


102) خاک بر سر آن حکومتي و بدا به حال آن مردمي که اگر يک نفر برخاست و گفت : آقا فقط به قرآن عمل کنيد و آنچه در قرآن نيست را دور بيندازيد ! او را ترور يا زنداني کنند !


103) هر شرک و خرافه و تزويري مي تواند بارقه اي از حقيقت درون خود داشته باشد و گرنه کسي فريب نمي خورد مثل گوساله سامري که از آن صدا خارج مي شد ! پس وقوع برخي کارهاي عجيب به عنوان کرامت يا برخي وقايع به عنوان معجزه در کنار گنبد و ضريحها نمي تواند علامت حقانيت اين کفر و شرکها و خرافه ها باشد .


105) آن تسليم و عبادت و اطاعتي که مسخره است آن حجابي که مسخره است آن زيارت و عزاداري که مسخره است آن امر به معروف و نهي از منکري که مسخره است و آن حتي شهادتي که مسخره است همانست که توسط اين لي لي پوتيهاي کند ذهن کوته فکر قشري تبليغ مي شود ! لعنت خدا بر خوارج که چنين مفاهيم والايي را به لجن کشيده اند .


106) مفاهيم والا در وجود آدم کوته فکر ، نمودي مسخره و زشت پيدا مي کند و همين باعث فرار ديگران از آن مفاهيم زيبا مي شود .


107) جامعه از طبقات مختلفي تشکيل شده من نمي دانم چه بسا خداوند در قيامت همه را ببخشد ولي بسيار بعيد است جاهلان قشري کوته فکر قدرت طلب خونريز متعصب خرافي که چسبيده به دين اند نه چکيده دين آري محال است اينها را ببخشد چون ساير گروهها چهره خود را خراب مي کنند ولي اينها چهره دين و خدا را خراب مي کنند .


108) برادر يا خواهر ، تويي که پايت براي کنار گذاشتن خرافات مجلسي مي لرزد مي داني اگر هم در جنگ صفين بودي مانند خوارج ، پاي تو در برابر قرآنهاي سر نيزه مي لرزيد ؟ ! ! !


109) روز سقوط يک نظام نه روز فرار سران يا اعدام آنها بلکه روزي است که : آنها به حرف مخالفان گوش ندهند ! دزد بزرگ را مجازات نکنند ! و مخالفان و منتقدان را زنداني يا ترور کنند !


110) حکومتي که به سخن اقليت مخالف بي توجهي نشان دهد روزي بر او خواهد آمد که اکثريت مخالف ، عذرخواهي او را نخواهند پذيرفت !


111) سه سنت از سنن حتمي الهي : 1- هيچ حکومت و نظامي ابدي نيست 2- تا کنون هيچکس نتوانسته و در آينده هم نخواهد توانست دنيا را فتح کند . 3- خونريزي و ترور و زنداني سياسي عمر يک حکومت را کوتاه مي کند . ( خوارج در اوهام خود خلاف اين سنن فکر مي کنند )


112) خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر اينکه آنها خودشان را تغيير دهند ( اين سخن خداوند در قرآن است ولي خوارج يا از صبح تا شب به فکر دشمنند يا گناه بدبختي هاي فعلي را به گردن حکومتهاي که در تاريخ گذشته بوده اند مي اندازند ! )


113) باند ولايت فقيه و سلطنت طلبها هر دو معتقدند مردم قيم مي خواهند ! ملت خواب ، لياقتش بيشتر از اين نيست .


114) خوارج ، شرور اما خوش خدمت ولي مضرند !


115) خوارج خاطراتي که به ضررشان است را زور فراموش مي کنند و اين باعث مي شود از گذشته درس عبرت نگرفته و مراحل فساد و تباهي را يکي پس از ديگري طي کنند .


116) حضرت علي (ع) بزرگترين دشمن خوارج مي فرمايند : ترس بزرگترين گناه است . مي داني چرا ؟ براي اينکه خوارج از ترس چند حديث دروغ که باند علامه مجلسي در کله او فرو کرده و از ترس چند عقيده باطل که با حق مخلوط شده ، نص صريح قرآن و عقل و توصيه عقلاء را زير پا مي گذارد ( مانند نص صريح قرآن بر صلح با طرف مسلمان و يا گناه عمليات انتحاري که طبق نص صريح خدا مي فرمايد با دست خود خودتان را به هلاکت نيندازيد ) و اتفاقا همين باعث جهنمي شدن او مي شود . آري عاقبت تقليد بهتر از اين نمي شود .


117) وقتي مرتب و روز و شب ، روي موضوعي فکر کردي حتي اگر آن موضوع ، بسيار خرافي باشد آن جزء باورهاي تو و حتي جزء وجود تو مي شود ( مانند اعتقاد به امام غايب و . . . ) و اگر کسي حرف حق و عقلايط زد تو تعجب مي کني در حالي که حرف تو مسخره تر و خرافي تر است !


118) خوارج ، نيتي پاک و اراده اي قوي دارند ولي خرند ! به قول روباه شازده کوچولو : هميشه يک گوشه کار بايد بلنگد !


119) اگر مي خواهيد دشمنان خود را نابود کنيد به دوستان خود محبت کنيد ! خوارج اين نکته ساده را نمي فهمند براي همين طالقاني و بازرگان و بني صدر و برقعي و منتظري و . . . را از خود راندند .


120) خوارج آنقدر احمقند که نمي فهمند کسي که انتقاد يا مخالفت مي کند دوست و دلسوز است نه منافق و نه دشمن زيرا اينها از دور تهمت مي زنند و آنکه از نزديک دردها را رک و راست نشان مي دهد دوست است .


121) خوارج ، حکومت خود را مانند بارگاه الهي مي دانند ابدي و سرشار از عصمت ! براي همين اولين اشتباه شما آخرين اشتباه شماست و موجب رانده شدن و مغضوب شدن شما مي شود البته در اينجا يک تفاوت وجود دارد : خوارج ، شيطانند نه خدا !


122) وقتي خوارج ، انتقادها را پشت گوش مي اندازند و از برج عاج کبريايي خود پايين نمي آيند پس از مدتي ديگر کسي به آنها انتقاد نمي کند براي همين آنها بدون اينکه بفهمند آرام آرام فاسد و کثيف مي شوند و اين است راز بدبختي اين قوم شقي با همه پاکي نيتي که به قول حضرت علي دارند !


123) همه چيز را مرتب بايد براي خوارج توضيح داد تازه قبول هم نمي کنند و به خاطر ذهن بيمارشان باز هم به ديده شک به شما مي نگرند .


124) خوارج به طور دائم و وقاحت باري همه چيز را زير نظر دارند و همين باعث کينه توز شدن و لجباز شدن مردم مي شود .


125) همانگونه که زندگي و مرگ در دستان خداست دوام يا سقوط يک حکومت نيز در دستان خداوند است و خونريزي و ترور و اعدام و زنداني سياسي و سرکوب و اختناق و سانسور ذره اي تاثير در ادامه و بقاي يک حکومت نداشته ندارد و نخواهد داشت .


126) حکام يک کشور فقط در دو صورت مي توانند سازي جداي از دنيا بزنند: کشور آنها جزيره اي باشد دور دست در ميان اقيانوسها و مردم آن هم علاقه اي به تمدن نداشته باشند و ديگر اينکه موازين و معيار تمام کشورها منطبق با ساز آنها شود ! در غير اين دو صورت ، سيل بنيان کني که تمامي جهان بر آن اتفاق نظر دارد عاقبت شما را از جا خواهد کند مگر اينکه شما با عقل و درايت سوار اين سيل شده و آنرا به نفع خود تغيير دهيد !


127) سخني با تمام مردم دنيا : اگر مردم هر کشوري عليه خوارج ، متحد نشوند و مانند گوسفندان ترسو فقط شاهد ظلم و ستم و ندانمکاري هاي آنان باشند به مرور زمان آنها سراغ تک تک شما خواهند آمد و دينتان ، آبرويتان ، مالتان ، فرزندانتان ، آخرتتان ، دنياتان و هر انچه داريد و نداريد را به دست نيستي مي سپارند ! تفکر اينها تفکر نه ! تفکر مخالفت و تفکر سياه بيني است .


128) هم اينک سپاه پاسداران در ايران کاملا در دست خوارج است و مانند يک بمب اتم و يک خطر بالقوه مي تواند روزي مردم ايران و حتي کل دنيا را به خاک و خون بکشد .


129) خوراج ميل وافري دارند که تمام مردم هر آنچه و هر آنکه آنها دوست دارند را دوست و هر آنچه و هر آنکه آنها دشمن دارند را دشمن بدارند ! اوج پرروگي !


130) کساني که ذاتا خوارجند چهره هايي مثلثي ، اندامي لاغر و چشماني بي فروغ دارند اگر کسي را ديدي که مشخصات خوارج را داشت ولي اينگونه نبود بدان که ذاتش خوب است فريب خوارج را خورده است !


131) مهمترين اصل براي دستگاه فکري حقيقت است براي آزادي ، بيان است براي جامعه ، عدالت است براي دين ، ايمان است براي رسيدن به بهشت ، دانش است براي خداوند ، قلبي پاک سرشار از محبت است . خوارج با همه اينها درد سر دارند !


132) احمق ترين مردم مردم کشوري هستند که هنگام شنيدن انتقاد ، عصباني مي شوند .


133) روزي يک نفر از خوارج به من گفت : تو چطوري و به چه علت ، فلان رنگ و فلان کتاب و فلان موسيقي و فلان شخص را دوست داري ؟ به او گفتم براي اينکه اينها به من چنان شخصيتي داده که بتوانم سلايق مسخره و عقايد سطحي تو را تحمل کنم ولي آنچه و آنکه تو به آن علاقه مندي اين فهم و شعور را به تو نداده است !


134) بچه خوارجها ، آقا خوارجها ، و خانم خوارجها از صبح تا شب ، سرشان توي افسانه هاي تاريخي است که به چه کسي ظلم شد و به چه کسي نشد و اين در حالي است که در همان لحظه صاحبان زر و زور و تزوير دارند هم به خود آنها ظلم مي کنند و هم به جامعه آنها ولي آنها غمگين افسانه هاي تاريخي هستند ! به قول دکتر شريعتي وقتي شاهد زنده زمانه خود نيستي چه به شراب نشسته باشي چه به نماز ايستاده باشي در هر دو حالت يزيدي هستي !


135) مي داني خداوند در قرآن ، شديدترين توبيخ ها را نثار چه کساني کرده ؟ و جالب است که اين آيات ، تنها آياتي هستند که در آنها ناسزا هم وجود دارد ؟ صاحبان زور ( قوه مجريه ! ساواک ! ) : بريده باد دست ابولهب و بريده باد ! صاحبان تزوير ( محققان و آخوندها و . . . ) :  و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت آنگاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد (175اعراف )  و اگر مى‏خواستيم قدر او را به وسيله آن (آيات) بالا مى‏برديم اما او به زمين (دنيا) گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد از اين رو داستانش چون داستان سگ است (كه) اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنى (باز هم) زبان از كام برآورد اين مثل آن گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند پس اين داستان را (براى آنان) حكايت كن شايد كه آنان بينديشند (176)  مثل كسانى كه (عمل به) تورات بر آنان بار شد (و بدان مكلف گرديدند) آنگاه آن را به كار نبستند همچون مثل خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‏كشد (وه) چه زشت است وصف آن قومى كه آيات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را هدايت نمي کند (5 جمعه ) و صاحبان زر ( بازاريها حجي ها بانکها و سرمايه داران ) : آنگاه (قارون) را با خانه‏اش در زمين فرو برديم و کساني را نداشت كه در برابر (عذاب) خدا او را يارى كنند و (خود نيز) نتوانست از خود دفاع كند (81 قصص ) و متاسفانه خوارج بازوي عملياتي همه اين گروهها هستند


136) اگر امروز ، مُهر را از قلبت بر نداشتي فردا بر دست و زبانت ، مُهر خواهند زد !


138) فقط با عقل مي توان تکسوار جاده دل شد و فقط با دل مي توان به خدا رسيد . خوارج از هر دوي اينها بي بهره اند .


139) فيلمهاي هندي و آمريکايي ، نژادپرستي هاي صهيونيستي و خرافات شيعي ، يک توهين بزرگ به شعور نوع بشر است .


141) اداره اطلاعات ايران ، مدعي حب علي است همان علي که با ديدن زحمت زني صورت خود را به آتش تنور نزديک مي کند و زار زار مي گريد ! آنگاه همين اداره اطلاعات ترور مي کند و شکنجه از اهل سنت گرفته تا شيعه و از مردم داخل گرفته تا خارج ! همانگونه که گشتاپو مدعي نيچه بود نيچه اي که با مشاهده رنج يک اسب گاري زار زار گريه کرد و بعد نقش ميدان آلبرتوي شهر تورن شد و براي هميشه شمع انديشه تابناکش رو به تاريکي گذاشت .


142) من يک شيعه سني ايراني عرب آلماني فرانسوي هستم . من عاشق ابراهيم محمد علي حسين نيچه مولوي راشل کوري اگزوپري و ولتر هستم . ديگر نمي دانم نام خودم چيست . من اينها شده ام و اين انديشه هاي تابناک به خدا ختم مي شود . و اين در حالي است که من دشمن شرک و انسان پرستي هستم .


143) ترسو ، حسود ، حريص ، مغرور ، احمق ، دروغگو ، تنبل ، به جاي گرداندن تسبيح يا خواندن مفاتيح ، لازم است مردم ما هر روز اين کلمات را سي و سه مرتبه به خودشان بگويند از من عصباني نشو خود من دارم هر روز اين کار را تکرار مي کنم .


144) وقتي مزاج انسان ، فاسد شد انسان عاشق چيزهاي فاسد مي شود مانند مفاتيح لعن و نفرين عزاداري و رنگهاي سياه و قبر پرستي از آن سو هم شراب و آهنگهاي مبتذل و لباسهاي مبتذل و رفقاي مبتذل !


145) خوارج ، زيباترين چيزها را به لجن مي کشند مثلا تصوف که عبارت بوده از مجاهدت براي صفاي باطن از صفات ناپسند هم اينک تبديل به يک پديده شوم عزلتگراي بي غيرت خرافاتي ماليخوليايي شده است . فقط به خاطر ندانمکاري خوارج دوران شاهان صفويه !


146) حقيقت در تضارب آراست . خوارج اين را نمي فهمند .


147) از مبلغ ، نترس او فقط ذات تو را به تو نشان مي دهد او زخمهاي کهنه را باز مي کند او فقط آيينه را مقابل تو مي گيرد . پس بيشتر از خودت بترس !


148) همانگونه که خوارج ايران مي گويند ما انقلاب ايران را از روي حرکت دسته جمعي مردم ايران و عملکرد آنها در انقلاب و جنگ مي شناسيم و نه از سخنان بني صدر و طالقاني و بازرگان و منتظري و طاهري و برقعي و سازگارا و بي بي سي و رجوي و لاهوتي و . . . اهل سنت نيز معتقدند اسلام را بر مبناي جماعت ياران زمان پيامبر مي فهمند و نه بر مبناي احاديثي که يک مشت غالي دروغگو از امامان شيعه نقل کرده اند ! اين است راز تمامي اختلافات بين شيعه و سني ! ( تازه فاصله زماني 30 ساله کجا و 1400 ساله کجا ؟ فرهنگ اعراب کجا ؟ فرهنگ عراق و ايران کجا ؟ و . . . )


149) سه ضلع شوم مثلث صهيونيست ( اسراييل ) و جمهوري خواهان ( آمريکا ) و ولايت فقيه ( ايران ) چند وجه مشترک دارند : برتري طلبي و فتح دنيا و آقا و سروري بر جهان ! دخالت در امور داخلي ساير ملل ! تروريستي ! ايجاد لابي و باند ! ايجاد جو رعب و هراس !


150) وقتي خوارج در حماقتشان ، مصممند من چرا در حقيقتم شک کنم ؟


151) خدايي که من مي شناسم تفاوتش با خداي خوارج و آخوندها از زمين تا آسمانهاست ! خداي من همين نزديکي ها از رنگ گردن نزديک تر ! قوي تر از حضور يک مادر ! بي نياز از واسطه و باب ! بسيار صبور عاشق دانش و تحقيق و پرسش و پاسخ ، دشمن رنگ سياه دشمن گريه و عزا دشمن خرافه دشمن غل و زنجير ، عاشق صلح و صفا ، دوست دشمن آخوندها و دشمن دوست آخوندهاست !


152) برخي آنقدر احمقند که حتي مطالعه آنها را به جهل مرکب مي کشاند


153) قضاوت با استناد به يک قطعه ، نشانه حماقت است .


154) چه ننگ آور است انسان با قوه تفکري که خداوند به او داده مانند حيوان وارد صحراي محشر شود .


155) من مي دانم که خوارج ، مثل سگ از افکار من فراريند بيهوده نيست که من نيز از آنها فراريم . حالم از همه آنها به هم مي خورد ! خدايا مرا ببخش ! نمي توانم ! شايد هنوز خامم .


156) ملت احمق ، زمان اطاعت ، چموش و زمان عصيان ، مطيع مي شود !


157) حقيقت يک پديده را بايد در کليت آن جستجو کرد و نه با ايرادها و نق زدنهاي بچه گانه !


158) دينا دارد به طرز بيرحمانه اي به سوي تخيل و خرافه و فانتزي و دروغ پيش مي رود از افسانه هاي هري پاتر و بازي هاي رايانه اي گرفته تا خرافه پردازيها مداحان و روحانيون و اينگونه بچه هاي ما با دور شدن از واقعيت ، دچار پوچي و روحشان ضعيف و بي مايه مي شود .


159) آدم يا ملت احمق وقتي ثمره حماقتش يقه او را مي گيرد به جاي اينکه از خودش عصباني شود سر ديگران داد مي کشد و از ديگران عصباني مي شود .


160) حقيقت در قدرت ، صلابت ، تداوم و کليت يک پديده است نه در جزئيات مبهم و ندانسته ها يا سوء تعبيرهاي ذهن مغرض ، متعصب و بيمار ما !


161) آدم يا ملت احمق مرتب از يک اشتباه به اشتباهي ديگر و از يک چاله به چاهي ديگر فرو مي غلطد .


162) شادم که از و در هيچ طبقه اي نيستم .


163) خداوندا پيش از انکه خاکم کني پاکم کن و پيش از پيري اقلم کن و پيش از حرکت دو چشم بينا به من عنايت فرما .


164) بدتر از فساد ، جهل ، وحشتناک تر از جهل ، فکر بد ! زيباتر از هنر هنرمند ! سخت تر از مرگ ، رفيق بد ! بالاتر از خون ، قلم ! انتهاي دانش ، سکوت ! و آخر عقل ، دل است .


165) آنکه سرمست خرافات و اوهام و خيالات است هنگام مرگ ، ناگهان با واقعيت آتش روبرو مي شود و نمي داني که چه حالي مي شود !


166) يکي از نشانه هاي خوارج اين است که هميشه از صبح تا شب فکرشان معطوف يک چيز به خصوص است . تعادل ندارند .


167) پست تر از آنکه با ابروي مردم بازي مي کند آن است که با دين خدا بازي مي کند براي همين خوارج شقي ترين مردمند ( حضرت علي )


168) بايد نگاه کرد و با احتياط رفت !


169) خوارج ، زود عصباني زود خوشحال و زود وارد جنهم مي شوند .


170) آخوندهاي تمامي اديان ضد آموزه هاي اوليه آن دين فکر و عمل و ترويج مي کنند . در کنار تمامي آنها نيز خوارج به عنوان گروههاي فشار حاضر و آماده نشسته اند .


171) مسائل پيش پا افتاده در نگاه خوارج شگفت و مسائل عميق و ريشه اي در نگاه آنها بي اهميت است .


172) شتاب زيادي براي رسيدن به هدف ، گاه باعث سقوط به دره هايي عميق مي شود براي همين خوارج به دوزه مي افتند .


173) خوارج ، زود باور و دير فهمند .


174) ملت احمق ، جواناني بي شخصيت پرورش مي دهد .


175) خوارج در بعد شرعيات کاملا پايبند و در بعد عقليات ، صفرند !


176) خوارج ، خرکار ، دلسوز ، حساس ، فضول ، مضر ، بي برنامه و متلاشي کننده وحدت تيمي هستند .


177) هيچکس مانند من ، روحيه خوارج را منصفانه قضاوت نکرده است .


178) خداوند اگر عاشق رنگهاي متنوع و روشن نبود دنيا را يک رنگ و يک شکل مي آفريد همه را با يک سليقه و يک عقيده ! جهان را صاف و هموار ! شيطان را هم خلق نمي کرد ! خوارج در اينگونه مسائل سرگيجه مي گيرند .


179) خوارج همان کساني هستند که روبروي قرآن سرنيزه پايشان مي لرزد معترض ولايت عهدي امام رضا مي شوند به صلح امام حسن اعتراض مي کنند به صلح حديبيه معترض مي شوند به تعريف حضرت علي و زيد بن علي از خلفاء ( حضرت ابوبکر و عمر ) معترض مي شوند و در يک کلام معما چو حل گشت آسان شود خوارج کنوني مي گويند ما اگر بوديم هيچيک از اين اعتراضها را نداشتيم و مطيع محض بوديم ! آري من دانم و کوزه گر که در انبان چيست !


180) خوارج نمي توانند قبول کنند که آخوند يا حاجي بد هم وجود دارد اگر هم قبول کنند معتقدند اينگونه مسائل را نبايد گفت تا گندش درنيايد در صورتي که دقيقا همين نگفتن ها گند کار را در آورده است .


181) آنکه در اوهام خود ، غوطه ور است روزي واقعيت به تلخي يقه او را مي گيرد . واقعيت سقوط ، واقعيت فساد و واقعيت آتش دوزخ !


182) خوارج مانند منافقان هر حرکت و يا علامت يا صدايي را عليه خودشان مي پندارند .


183) آخوند در ادامه بازيهاي کلامي مي گويد : پيامبر فرصت توضيح کامل همه مسائل ديني را نداشت و بايد امامان پس از ايشان باشند تا توضيح دهند ! سئوال : اکنون که هزار و يک مساله جديدتر و پيچيده تر در حوزه فروعات فروعات ديني بوجود آمده و پاسخ روشني هم در قرآن و احاديث وجود ندارد امام معصوم شما کجاست ؟ مگر اينکه بگوييد آخوندها با ايشان در ارتباطند که با کمال شرمندگي بايد بگويم من نمي توانم قبول کنم خوارج خود دانند .


184) خوارج ، در برابر انتقاد و اعتراض و معلوم شدن معايب به شدت عکس العمل نشان مي دهند .


185) خوارج دوست دارند فقط تاييد شوند .


186) خوارج کوچکترين اشتباه ديگران را تا سالهاي مديد به ياد دارند ولي خطاهاي بزرگ خود يا سردمداران خود را به سرعت فراموش مي کنند .


187) بنا به نص صريح قرآن که مي فرمايد با دست خود خودتان را به هلاکت نيفکنيد هر عمليات انتحاري توسط هر کسي و با هر هدف و عقيده اي محکوم به دوزخ است و اشارت آقا نيز نمي تواند تغييري در حکم خداوند بدهد !


188) خشم و عصبانيت ، منطق هميشگي خوارج در برابر حرف حق است .


189) سي سال از تغيير سطحي و ناگهاني در ايران مي گذرد ولي هنوز پديده شومي و مسخره اي به نام دادگاه انقلاب وجود دارد . براستي اين چه انقلابي است که هنوز دادگاه دارد ؟ اين چه انقلابي است که هميشه محتاج خون است و برايش هم فرقي ندارد که آن خون ، خون دوست باشد يا دشمن ؟ !


190) وجود پديده زشتي به نام زنداني سياسي يعني اينکه هستند کساني که بهتر از من مي فهمند و نقطه نظراتي دارند بهتر از من ولي من براي اينکه حقارتم معلوم نشود آنها را زنداني مي کنم !


191) مزخرف ترين سخنان پيشوا براي خوارج دُر و گوهر است و زيباترين سخنان دشمنان آنها برايشان مسخره و مزخرف است و اين خود نشان از شدت مزخرف بودن شخصيت خوارج دارد .


192) خوارج فقط آنچه را که دوست دارند مي شنوند و فقط آنچه را که دوست دارند مي خوانند و فقط انچه را که دوست دارند مي بينند و فقط آنکه را که دوست دارند پيروي مي کنند براي همين در روزي قيامت به آنچه که دوست ندارند مي رسند . به جهنم !


193) وقتي تمام دنيا ( حتي خود فلسطيني ها ) مي گويند اسراييل باشد تو نمي تواني بگويي نه زيرا اين باعث نابودي خود تو مي شود . وقتي همه دنيا مي گويد با عراق صلح کن اگر نکني مجبور به نوشيدن جام زهر و صلح در شرايطي خفت بار مي شوي . وقتي همه دنيا مي گويد کشور اتمي جديد نه تو نمي توانيي بگويي نه ! کله خر بازي و غد بودن راه حل نيست راه آن است که با دانش و سياست و تبليغات و از طرق قانوني چهره پليد صهيونيست يا خطرناک بودن بمب اتم را براي جهانينان آشکار کني . و آنها را عليه شيطان صفتان بسيج نمايي نه اينکه خودت شيطان صفت شوي .


194) خوارج ، نمي دانند اگر بنا به فرض محال ، امام زمانشان ظهور کند اول از همه گردن خود آنها را مي زند !


195) منطق خوارج ، عصباني شدن ، پاپوش دوختن و تهمت و افترا زدن است . بدانند يا ندانند . خواسته يا ناخواسته .


196) به خاطر زُهم کوفتي که در وجود خوارج است کسي جرات انتقاد و مخالفت با آنها را ندارد براي همين وضعيت آنها ( فردي يا حکومتي ) روز به روز خرابتر مي شود تا جايي که به درک واصل شوند .


197) ارائه انتقاد به خوارج از سوي دلسوزان ، هر روز کمتر از روز قبل مي شود و اين به خاطر برخورد بد آنها هنگام شنيدن انتقاد است .


198) خوارج شيفته قدرتند به هدف بسط انديشه هاي سطحي و کم ماييه خود در سطح توده مردم .


199) خوارج هميشه بهانه و توجيهي در آستين خود حاضر و آماده دارند .


200) اگر ده درصد علاقه اي که خوارج به دين دارند را ساير مردم به دين داشتند هيچگاه خوارج نمي توانستند سوار آنها شوند .


201) خوارج هميشه يک ذره بين جلوي چشمشان گذاشته اند . اشتباه نکنيد براي ديدن کثافات درون خودشان نيست براي پيدا کردن عيوب و اشتباهات ديگران است .


202) امامان شيعه و اکثريت مسلمانان سنت پيامبر را بر مبناي جماعت يراان زمان پيامبر مي فهميده اند و اين است ريشه تمامي اختلافات بين شيعه و سني .


203) ميل به قدرت در اعماق جان تمام خوارج نهفته است .


204) خوارج ، ميل وافري به شنيدن خرافه دارند .


205) روزي که چهره پليد خوارج را کشف کردم و از آنها دور شدم احساس تولد دوباره کردم . آيا خوارج نيز حاضر به تولدي دوباره هستند .


206) هميشه مغز متفکرترين انسانها به دست خوارج ، پريشان شده است .


207) در تمامي اديان ، خوارج بازوي عملياتي آخوندها هستند .


208) من هميشه فکر مي کردم بهترين شغل براي خوارج انبار داري است ولي يک نفر که از من زرنگتر بود گفت اگر خوارج انبار دار شوند وقتي ديگران دارند بار بار مي دزدند آنها مشغول يک ريال دو ريال کردن هستند !


209) خوارج آنقدر به هر طرح و ايده اي ايراد مي گيرند تا همه چيز متوقف يا کن فيکون شود .


210) اکثر خوارج ، اعصابي خراب و ضعيف دارند .


211) خوارج نمي توانند به کسي کاملا اعتماد کنند حتي به همکيشان خود براي همين هنگام تعيين جانشين سرگيجه مي گيرند .


212) خوارج مانند موش کور به همه جا زير نقب مي زنند از آفتاب حقيقت در فرارند ! ريشه درخت دين را مي جوند و از اين ريشه تغذيه مي کنند و اين چنين باعث سقوط اين درخت مي شوند .


213) خداوند در قرآن ، آيتي دارد که گويي با حسرت مي فرمايد : فاين تذهبون : پس به کجا مي رويد ؟ مي پندارم خطاب خداوند با خوارج بوده است !


214) خوارج عصر بعثت يعني ابوجهل و ابولهب به مردم مکه و ساير قبايل ( در موسم حج ) مي گفتند : به حرفهاي اين مرد ( محمد ) گوش نکنيد کتاب او از جمله کتب ضاله است و خود او نيز قصد ايجاد شبهه و بدعت در دين آباء و اجدادي شما دارد ! آيا اين جملات به گوش شما آشنا نيست ؟


215) آنکه مشکي براي او رنگ عشق است و عشق براي او يعني استخوان و يک پلاک و فقط حرف آقا براي او ملاک ! و به جاي کعبه شيفته کربلا و به جاي قرآن سرگرم مفاتيح آري چنين شخصيت شخيصي شک نکند که از گروه خوارج است .


216) بر خلاف تصور عامه ، خوارج مشتاق تکنولوژي مدرن هستند البته با نرم افزار خرافات سنتي ! به قول معروف خر همان خر است فقط پالانش عوض شده است !


217) خوارج ، استاد اينند که مانند کبک سرشان را زير برف کنند تا واقعيات تلخ جامعه را نبينند تا منکر شوند .


218) ايکاش يک روز صبح ، چشم مي گشودم و مي فهميدم آنچه زندگي نام داشت کابوسي بيش نبوده است . افسوس که اين يک خيال خام است ! خدايا چرا بايد در کشوري با اينهمه ذخاير و انسانهاي باهوش و تمدني کهن و دانشمنداني والا جواناني چون من چنين آرزوهايي داشته باشند . لعنت خدا و فرشته گان و تمامي آزادگان جهان بر خوارج .


219) خوارج ، کم خوراک ، کم رو ( و بعضا پر رو ! ) نحيف ، پرکار ، يکدنده ، چغري ، لجوج و غير قابل تغييرند .


220) من اگر روزي شاه شوم و براي خودم حرمسرا درست کنم خواجه گان را از بين خوارج انتخاب مي کنم . کسي را هم ختنه نمي کنم ! ! !


221) بر خلاف تصور عامه ، خوارج نه تنها خنگ نيستند بلکه در برخي از رشته ها بسيار باهوش و حتي خلاقند ! اينها فقط در مسائل ديني ، نفهم و نادان و قشري نگر هستند .


222) خوارج ، اشتباه اقليت را به اکثريت تعميم داده و حماقت اکثريت را علامت حقانيت مي دانند .


223) داشتن اسوه يا الگو فرعي از فروع دين است آن هم به هدف زندگي بهتر و فهم دقيقتر و عملي تر دين و در نهايت رسيدن به خدا . ولي اين براي خوارج هدف اصلي و مهمترين اصل دين و حتي چيزي نزديک يا برابر با توحيد شده است ( ولايت و خلافت و امام زمان ولي مطلقه فقيه و مجتهد و پيير و بابا و شيخ و قبر و گنبد و . . . )


224) تفاوت مردم زمان حال با زمان انقلاب در اين است که آن زمان هيچ نمي دانستند و انقلاب کردند حالا همه چيز مي دانند و انقلاب نمي کنند !


225) آن مرد عقل ندارد ! بابا با تعصب آمد ! فاطمه کماندو زن کج سليقه اي است ! تصميم صغري ! آخوندي مغز نوجواني ديد سوي منبر گرفت و زود پريد ! کوکب خانم در 365 روز سال ، چهل دهه مي گيرد آيا چنين چيزي ممکن است ؟ از کتاب اول خوارج !


226) برخي از خوارج فرزندان خود را در کلاس مداحي ثبت نام مي کنند مبادا به راهي جز راه آنها بروند البته من هم مي نويسم و مطمئنم اين جوانان پاکدل ، عاقبت روزي حق را مي فهمند حتي اگر به ضرر پدرانشان باشد .


227) خود امام حسين (ع) مي فرمايد : هدف من از قيام فقط اصلاح و امر به معروف بود . اکنون خوارج چقدر غلو و خرافه به ايشان بسته اند ؟ و به چه نيت ؟ من که نفهميدم خودشان هم مطمنا نمي فهمند !


228) من چشمان شرور قاتلان و زنهاي خراب و . . .را به چشمان بي روح و احمق و قشري و متعصب و کينه توز و فضول خوارج ترجيح مي دهم .


229) خوارج زيرپايشان چاه است چشم به آسمانها دوخته اند ! با گذشته اي سياه و يا بي مايه چشم به آينده دارند ! و با نگاهي سطحي و کم عمق خود را عميق و زيرک مي دانند و اينهمه خود راز سقوط آنها در دوزخ است .


230) خوارج دنيا به خرافات يکديگر مي خندند در حاليکه کوله بارشان پر از خرافات موروثي خودشان است !


231) خوارج ايران ، بيشتر از مکه به کربلا بيشتر از قرآن به مفاتيح بيشتر از مسجد به تکيه بيشتر از تعقل به تعبد ، بيشتر از تحقيق به تقليد ، بيشتر از افکار به افراد ، بيشتر از اصلاح به توطئه و بيشتر از شادي به عزا فکر مي کنند براي همين در قيامت بيشتر از رحمت خدا به غضب او و بيشتر از بهشت به جهنم نزديکترند !


232) خوارج ، به افراد بيشتر از افکار اهميت مي دهند همچنين با افراد بيشتر از افکار دشمني مي کنند .


233) من هر گاه در قرآن اين آيات را مي ديدم تعجب مي کردم : اگر خداوند هم با فرشته گانش پايين بيايد کافران ايمان نمي آورند ! و يا : دوزخيان مي گويند خدايا ما را از دوزخ خارج کن ما به کارهاي زشت بر نمي گرديم خدا مي فرمايد دروغ مي گوييد ! آري من تعجب مي کردم که مگر مي شود کسي خدا را ببيند و باز هم منکر شود و يا مگر مي شود کسي دچار آتش جهنم به آن سختي بشود و باز هم آدم نشود . آري اين تعجب با من بود تا چندين بار با آقايان خوارج وارد بحث و گفتگو شدم و با کمال تعجب مي ديدم که آنها در برابر واضح ترين و مسلم ترين حقايق سر تسليم فرود نمي آورند و مانند خر چشمانشان را مي بندند و فقط حرفهاي تقليدي و احمقانه و طوطي وار خود را تکرار مي کنند . آنجا بود که فهميدم : صدق الله العلي العظيم .


234) خوارج ، هميشه در جوامع ديني سعي مي کنند در کنار قدرتهاي اصلي نشسته و بر آن قدرتها اعمال نفوذ کنند .


235) خوارج ، حَب نه را خوب خورده اند .


236) اگر مي خواهي کاري سر نگيرد با خوارج مشورت کن .


237) خوارج در عين جسارت احمقانه مانند پيرزنها ترسو هستند .


238) خدا را به طبل خدا کم زنيد/ فزون مي شود شور شيطاني ام ! ( شعر از سيد حسن حسيني )


239) هر گاه انقلابي پس از پيروزي طعمه خوارج مي شود اول : چماقداران به جان گروههاي اقليت مي افتند ! اقليت نادان رو به مبارزه مسلحانه و ترور و بمب گذاري مي آورند ! فرزندان اقلاب زنداني و اعدام و يا ترور مي شوند ! دانشگاها براي تصفيه تعطيل مي شود ! انقلاب فرهنگي مي شود و انقلاب به تمام جهان صادر مي شود ! سفارتخانه قدرتمندريت کشور توسط دانشجويان کمونيست اشغال مي شود و اين موضوع کشور همسايه را تحريک و دعوت به حمله مي کند ! جنگ شروع مي شود پيشنهادهاي صلح رد مي شود ! قبرستانها آباد مي شود ! ذخاير ملي به باد فنا مي رود ! مغزها فرار مي کنند ! اعتبار پاسپورت مي رود رده آخر ! در شرايطي ذلت بار صلح ، پذيرفته مي شود ! خرافات ديني و تاريخي وارد تمامي شئونات سياسي اجتماعي مي شود ! زندانهاي سياسي پر مي شود ! جيب مردم خالي مي شود ! روزنامه هاي منتقد بسته مي شود ! تورم بيداد مي کند ! پروژه هاي ملي سرهم بندي مي شود ! و اينهمه براي اين است که خوارج مي خواهند زمينه فتح دنيا به دست امام زمان را فراهم کنند !


240) چون خوارج ، بيرق خود را در دين فرو کرده اند ريشه کن کردن آنها مشکل شده است . آري اين است سزاي ملت خواب .


241) خوارج مانند رايانه اي هستند با سخت افزاري محکم و نرم افزاري ضعيف آغشته به ويروس !


242) خوارج ، ادعاهايي بزرگ ، خيالاتي خام ، عقايدي واهي ، غمهايي بيهوده ، آرزوهايي کوچک و پاياني نفرت انگيز دارند .


243) خوارج ، مريض هم که مي شوند دچار بيماريهايي مسخره و غيرعادي و عجيب و غريب مي شوند !


244) من آخرين تلاش ، براي نجات خوارجم .


245) نه مدرک تحصيلي نه سن و سال نه ثروت يا فقر نه تيپ و قيافه مانع اين نمي شود که کسي در طبقه خوارج قرار نگيرد . براي همين من حتي دکتر و استاد دانشگاه سراغ دارک که در اين طبقه است ! به شبکه ماهواره اي سلام نگاه کن و همچنين به آن ستاد احمقي که کتاب سليم ابن قيس هلالي را ترجه و چاپ کرده است !


246) خوارج بدون اينکه بفهمند استاد تهمت و افتراء زدن هستند و اين به آن علت است که ناخواسته عصباني لجوج غيرمنطقي و ظاهربين مي شوند.


247)  آیات 7 و 8 آل عمران را ببینید


248) اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست منزه است او از آنچه (با وى) شريك مى‏گردانند ( توبه 31)


249) آيا طمع داريد كه (اينان) به شما ايمان بياورند با آنكه گروهى از آنان سخنان خدا را مى‏شنيدند سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مى‏كردند و خودشان هم مى‏دانستند (75 بقره )


250) پدران فکري خوارج يک قطعه از تاريخ متضاد که به نفع عقايد فرقه اي خودشان است را از کتاب مخالف بيرون مي کشند و آنها را صبح تا شب بر سر حريف مي کوبند دقيقا مانند اسلام شناسان غربي که افسانه هايي مانند غرانيق يا علاقه پيامبر به زنان يا سوزاندن کتابخانه ها يا کشت و کشتارها را از داخل کتابهاي تاريخي مسلمين بيرون کشيده و به رخ مسلمانان مي کشند ! ( حالا تو برو پاي سخن قزويني و آخوند محله و کتب علامه مجلسي و . . . )


251) پدران فکري خوارج و حتي خود خوارج آياتي از قرآن را که دوست دارند و مطابق عقايد آنهاست بيرون مي کشند و ديگر کاري با ساير آيات ندارند در حاليکه قرآن را بايد به صورت يک کل يکپارچه خواند و فهميد و قبول داشت و عمل کرد .


252) الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ (91) فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ (92) عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (93  الحجر) همانان كه قرآن را جزء جزء كردند (به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند) (91)  پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد (92) از آنچه انجام مى‏دادند (93)


253) از ملي گراهاي ايراني و عرب خنده ام مي گيرد به شخصيتهايي در تاريخ خود مي بالند که آنها جهان وطني فکر مي کرده اند .


254) جهان ، تابلوي زيباييت با رنگهاي گوناگون ، زرد ، سفيد ، سياه سرخ و آب . . . جويندگان حقيقت رنگ زرد ! شهدا سرخ ، هنرمندان آبي ، قديسان سفيد و متاسفانه خوارج رنگ سياه اين تابلو هستند !


255) تاريخ هميشه نام خوارج را به زشتي و نام جويندگان راه حقيقت را به نيکي ياد کرده و مي کند(نمونه اخير آن: نيچه آزاده و خواهر فاشيست او)


256) ذات حکومت خوارج بر مبناي خونريزي و ترور و اعدام و شکنجه و زندان است !


257) خوارج عموما آدمهاي با حيايي هستند ولي وقتي از روي حماقت ذاتيشان به اشتباه فکر مي کنند دين خدا در خطر است به راحتي نمک مي خورند و نمکدان مي شکنند .


259) خوارج در صفحه شطرنج قدرت ، استاد اينند که مهره هاي مخالف و يا منتقد را يکي يکي از صفحه بيرون کنند . نادانها نمي دانند همين کار باعث سقوط خود آنها مي شود .


261) خوارج دنيا وجوه مشترک زيادي دارند يکي از آنها اين است که علاقه فراواني دارند بيت المقدس را نمايش آمال خود کنند .


262) اعتقاد به ظهور منجي يکي ديگر از وجوه تشابه آقايان در همه جاي دنياست ! اينکه يک نفر بيايد و دنيا را بگيرد و تحويل حضرات دهد ! خدا را صدها هزار مرتبه شکر که چنين خيال خامي تا کنون جزء سنن الهي نبوده و مطمئنا در آينده نيز نخواهد بود . زيرا خداوند عاشق گونه گوني و تنوع و رنگارنگي است ( البته در يک مسير واحد به نام توحيد ) تا هم جهان زيباتر باشد و هم مردم يکديک را بشناسند ( لتعارفوا )


263) تاويل و تحريف و تفسير آيات الهي بر مبناي عقايد فرقه اي از ديگر وجوه تشابه پدران فکري خوارج است .


264) فساد مالي مقامات سياسي از ديگر پيامدهاي حکومت خوارج است .


265) يکي از اهداف من از نوشتن اين مطالب روشن کردن جهان عرب است تا مبادا حکومتها آنها به دست خوارج بيفتد زيرا آنگونه که پيداست برخي از لابي ها و قدرتها قصد دارند پاي شرک و خرافه را به کشور عربستان هم باز کنند تا فاتحه اسلام راحت تر خوانده شود . من براي مسئولين عربستان پيشنهادي بسيار ساده و عالي دارم، گروههاي اصلاح طلب و خانمهايي که فکر مي کنند به آنها ظلم شده است را به عنوان گردش و سياحت به تهران(البته داخل خيابانها و پارکها) و به شهرهاي زيارتي قبر پرست مانند قم و به يکي از شهرهاي اهل سنت ببرند تا با اهل سنت از نزديک گفتگو داشته باشند . و خود قضاوت کنند اصلاحات غربي را .


266) شرط مي بندم پاي خوارج به مکه و مدينه برسد اين دو شهر غرق کفر و شرک و خرافه و فساد و مرکزي براي جمع آوري وجوه و نذورات خواهد شد .


267) خوارج عاشق اينند که قدرت را به نفع خودشان داخل لوپ بيندازند .


268) حماقت ، ساقط کننده حکومت است .


269) امير کبير فقط سه سال وزير بود و نه امير . از داخل و خارج دربار و روس انگليس و آخوند و ارباب و . . . کارشکني مي کردند نفت هم نداشت کسي هم جانش را فداي او نمي کرد و با او رهسپار نبود تا شهادت با اينهمه چقدر کار کرد . و آخوندها چقدر در اين سي سال ضربه زندند ؟ !


270) گوبلز ( رييس خوارج ساواک نازي ) : دروغ هر چه بزرگتر باشد مردم آنرا راحت تر قبول مي کنند !


271) وقتي يک نفر احمق هوس مي کند سراغ دين برود مي شود: خوارج!


272) يکي از نشانه هاي ساده و جالب براي شناختن خوارج اين است که مردم عادي ( کساني که کاري به سياست و دين به معناي افراطي آن ندارند ) در همان نگاه اول از آنها ابراز تنفر و انضجار مي کنند !


273) هر چه فکر مي کنم نمي فهمم خداوند به چه دليلي تاج افتخار مبارزه با خوارج را بر سر من گذاشته است ! شکسته نفسي نمي کنم واقعا هيچ امتياز يا نکته مثبتي در خودم نمي بينم، با اينهمه خدايا از تو سپاسگذارم و به شکرانه اين نعمت از تو مي خواهم مانند پيشوايم علي خونم به دست همين شقي ترين خلايق به زمين ريخته شود .


274) شتاب و ندانمکاري و گوش ندادن به نصيحت توسط حکام خوارج ، باعث وقوع خونريزي و مرگ و اعدام و فساد و انزوا و بدبختي هاي فراواني براي مردم يک کشور مي شود .


275) يک نفر که از خوارج است فقط در يک صورت مي تواند از آتش دوزخ نجات پيدا کند: قبول کند از گروه خوارج است!


276) مسائل جنسي ، بزرگترين کابوس خوارج است !


277) خوارج با شنيدن روابط مشروع يا نامشروع بدنشان مي لرزد ولي از کنار گرسنگي فقرا و ظلم و تبعيض به ديگران براحتي عبور مي کنند .


279) من پس از سالها تحقيق و تفکر به اين نکته ساده رسيدم که هر چه قرآن گفته را قبول کنم و هر چه در قرآن نيست را به دور بيندازم . سنت قطعي و متواتر منطبق با قرآن و اتحاد امت اسلام و سيره عقلاء را نيز روي تخم چشمم مي گذارم . ديگر آخوند چه مي گويد؟


280) خوارج هنگام شنيدن انتقاد به جاي تشکر و پذيرش و اصلاح ، سعي در توجيه و سفسطه و انتقام دارند .


281) ممکن است خوارج در برخي از جزئيات و ريزه کاريهاي خاله زنکي درست بگويند و بر حق باشند ولي در اصول کلي ( در کليات ) کاملا در اشتباهند . و حاضر هم به قبول اشتباه نيستند .


282) فساد و تبعيضات طبقاتي نتيجه حتمي استبداد خوارج است .


283) خوارج ، بزرگترين دردسر براي جامعه بشري و من بزرگترين دردسر براي خوارجم !


284) نيچه سخني دارد به اين مضمون: سه عيب مدرن: خرکاري، کنجکاوي و دلسوزي! من هميشه با خواندن اين جمله تعجب مي کردم که اين سه مرود کجايش عيب است تا اينکه با شخصي شخيص خوارج آشنا شدم و فهميدم هر سه اينها عيب که چه عرض کنم فاجعه است !


285) خرکاري در مسيري بيهوده، کنجکاوي در اموري نابه جا و دلسوزي براي مسائلي دروغ و يا پيش پا افتاده از شخصه هاي فردي و حکومتي خوارج است .


286) آقا با فرعون محشور مي شود . شک نکن . هر کس که در برابر حق ، گردنکشي کند با فرعون محشور مي شود .


287) ملت خواب ، که فرهنگي خراب دارد و دشمني با کتاب! لياقتش اين است که يک روز يک مشت فاسد عرقخور بي دين بر گردن او سوار شوند و روز ديگر خوارج احمق قشري نگر و مي پندارم فردا عده اي سرمايه دار گردن کلفت !


288) خوارج در ميان زنان نيز هستند، تمام فهم و ايمان و دين اين خانمها حجاب است و حرف نزدن با نامحرم ! گرچه اين نيز في نفسه خوب است ولي نمي دانند که به قول نيچه بر سردر ايمانشان سايه زنا افتاده است و مگر نه اينکه غيبت و سکوت در برابر ظلم و سکوت در برابر فقر و خشنودي از احاديث دروغي که تحريف کننده قرآن شده گناهش صدها برابر زناست؟


289) زني را تحسين مي کنم که با حجاب باشد ولي فکرش در حجاب نباشد . با حيا باشد ولي در برابر خرافات ديني و مذهبي بشورد ! با همه سخن بگويد ولي فريب دم گرم کسي را نخورد ! بخواند بياموزد و بياموزاند و فرزنداني چون خودش متفکر و شجاع بار بياورد . طوفنده در برابر يزيديها و بلعم باعوراها و قارونها و ستمها باشد ! و نقاب چادر چشمان او را بر درد و بدبختي وظلم و ستمي که ملتش را گرفته و ريشه در ندانمکاري متوليان ديني و حکومتي دارد نبندد .


290) خوارج ، محکمترين نردبان را به ديواري اشتباهي تکيه داده اند ! براي همين ، هنگام رسيدن به خط پايان يعني مرگ ! چشماهايشان چهارتا مي شود . که مگر مي شود با نردبان محکم به جهنم رسيد؟ آري اي برادر و خواهر کوته فکر نادان ، مي شود خيلي هم راحت تر و محکمتر و سريعتر مي شود!


291) بزرگترين هنر پدران فکري خوارج ( مانند باند علامه مجلسي ) اين است که در کتب مخالفين به دنبال دلايلي به نفع خودشان بگردند تا آن اشتباهات را بر سر حريف بکوبند .


292) برخي از خوراج ، فرزندانشان را به کلاس مداحي و بسيج و . . مي فرستند مبادا آنها به سمت لات و لختي ها بروند، بدبختها نمي دانند اينگونه آنها را دوبرابر بدبخت تر از خودشان و صد قدم از لختي ها به جهنم نزديکتر کرده اند ! زيرا يک نفر لختي خودش را خراب مي کند، ولي يک نفر خوارج دين خدا را ! و تو خود بگو کدام يک جهنمي ترند .


293) جهل ، پليدتر و بدتر از بي حجابي است براي همين ، حجاب خانمهاي خوارج منش براي من پشيزي ارزش ندارد .


294) فشار قبر ، همان غم و غصه ناشي از کثافت جهل است که در لحظه مرگ گريبانگير همه مي شود، هر چه جهلت بيشتر، فشار قبرت افزونتر .


295) هر گناهي در هر گوشه کشور بشود خوارج در آن گناه شريکند چون وجود اين حضرات ، مانع هر آگاهي و احساس مسئوليتي است .


296) خوارج ، وقتي ملتشان دارد از گرسنگي مي ميرد به نيت توطئه و ايجاد فتنه و آشوب در ساير کشورها، پول ريخت و پاش مي کنند .


297) اگر يک نفر در تمام عمرش مرتکب هيچ گناهي نشود و تمام واجبات و مستحبات الهي را انجام دهد ولي چشم مردم و مقلدين فقط به او باشد و او در برابر موضوع و يا سخن حقي تسليم نشود گناه گمراهي همه مردم به عهده اوست و او جايگاهش وسط جهنم است و چه مسخره است آدم گناه نکرده وارد جهنم شود (قابل توجه علماي عظام به خصوص آنها که چشم برزخي دارند!)


298) تا سفره آخوند تا سفره کتب خرافي تا سفره فيلمهاي خرافي تا سفره شعارهاي سياسي خرافي به پاست، خوارج هم نشو و نما مي کنند و وجود دارند .


299) به خداوندي خدا قسم مي خورم و تمامي فرشته گان را بر قسم خود شاهد مي گيرم که مخلص ترين و فداکارترين آدمها در سپاه پاسداران و اداره اطلاعات بودند که يا مُردند يا بازنشسته شدند و بي شرف ترين آدمها هم اکنون سر رشته را در اين دو محل به دست گرفته اند ( البته پادوهاي رده پايين ، آدمهاي خوبي هستند هر چند از خوارج نيز در بين آنها به وفور ديده مي شود . . . )


300) امر به معروف و نهي از منکر خوارج ، به زندان و ترور ختم مي شود، امر به معروف عارف خداشناس به اصلاح و تغيير .


301) خوارج با ديدن کاباره ها و مشروب فروشي ها و سينماها عصباني و خشمگين مي شوند ولي از کنار بانکها که مراکز رباست و منابري که مرکز دروغ بستن به خدا و پيامبر است، براحتي عبور مي کنند و اين در حالي است که گناه اين مراکز صدها برابر بيشتر است .


302) براي تشخيص خوارج نياز به چشم برزخي نيست به چشمهاي آقا و قزويني سفسطه باز و مظاهري نادان و آقاسي شاعر و ازغدي شبهه روشنفکر و جنتي دگم و مصباح دستمال نگاه کن !


303) اطلاع و اشراف خوارج در ريزه کاريها آنها را دچار غرور و اشتباه در کليات مي کند .


304) خوارج مي پندارند منجي که بناست ظهور کند مشخصاتش دقيقا مطابق پندار و اوهام آنان است، نخير برادران عزيز! يهوديان نيز منتظر ظهور مسيح بودند ولي با ظهور عيسي اولين و بزرگترين دشمن حضرت عيسي شدند ! حتي وقتي به مدينه آمدند انتظار داشتند پيامبر آخر در ميان آنها ظهور کند و با ورود پيامبر(ص) به مدينه بزرگترين دشمن او شدند ! هر چند من فکر مي کنم حضرت عيسي همان منجي است که بالاخره و مجددا ظهور مي کند شايد هم به اتفاق فردي از نسل پيامبر(ص) که هنوز متولد نشده است . به هر حال در صورت وقوع چنين اتفاقي مطمئن باشيد شيعيان و يهوديان با آنها مخالفت کرده و بسياري از اهل سنت و تعدادي از مسيحيان به آنها ايمان خواهند آورد . اين پيشگويي را از من به خاطر داشته باشيد .


305) هر گاه به هر طريق ممکن نتوانستي موضوعي را خدشه دار کني آنگاه به آن ايمان بياور .


306) علت اينکه لختي ها از خوارج کارمند مذهب بهترند اين است که من هرگاه با لحن ملايم و منطقي با آنها سخن مي گويم، بدون تعصب و توجيه و سفسطه بازي حرف حق را قبول مي کنند ولي کارمندان مذهب چون خودشان را نماينده دين و خدا مي دانند به هيچ طريق زير بار حرف حق نمي روند .


307) خوارج حزب اللهي يبوست فکري دارند!


308) بزرگترين امر به معروف و نهي از منکر در نزد خوارج در حجاب زنان است نه غارت بيت المال!


309) حضرت علي : خداوند دوست دارد که تمام مردم عالم نسبت به کليه افراد بشر به پاکي و نيکي فکر کنند و خيرخواه يکديگر باشند.( غررالحکم)


310) پس مرا شما از گفتار به حق و مشورت به عدل خودداري نکنيد زيرا من خود را پيش خود آنقدر بالا نمي گيرم که خطا نکنم و بر کردار خود ايمن از خطا نيستم مگر اينکه خدا امر مرا کفايت کند از آنچه او بدان از من مالک تر است . همانا من و شما بندگان مملوک خدايي هستيم که جز او پروردگاري نيست . او بر ما مسلط است چيزهايي را که ما خود بر خود مسلط نيستيم . ( حضرت علي نهج البلاغه خطبه 210 روضه کافي ج2 ص 298 ج 8 بحار الانوار 652)


311) به خداوند اي کاش که من شما را نمي شناختم و هم شما مرا نمي شناختيد زيرا که اين معارفه ، سبب ندامت و پشيماني شده است.(حضرت علي، ارشاد مفيد ص 132 )


312) چه بسياري از مردم که از بس خوبشان و مدحشان را گفتند فاسد شدند، بسياري از مردم چون از عيبشان چشم پوشي شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند، بسياري از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگي و کارشان اداره شد به تدريج در غفلت فرو رفتند (امام سجاد قضاوتها و حکومت عدالتخواهي علي تاليف سيد اسماعيل رسول زاده ص 45 انتشارات ياسين تهران پاساژ فرنو )


313) اين لي لي پو تي ها(خوارج کارمند مذهب) بايد بدانند اگر بزرگ مي نمايند براي اين است که با گاليور (امثال شريعتي) سنجيده نشده اند و الا درک اين معنا کوچکترشان خواهد کرد!( ؟ اين جمله از من نيست )


314) بازرگان : در سنت دينداران بعد از پيامبران هميشه اشخاص و عناوين مقدم بر اصول و افکار قرار گرفته اند و سر مخالفت آنها بر دکتر شريعتي در اينجاست .


315) سنت پرستان سارقاني هستند که هر چه جامعه خاموش تر و ساکت تر در ربودن کالاهاي زمان به نفع تعبد و تقليد و تحقير عقل موفق ترند به قول شاملو : روشنفکر جهان سوم بايد معجزه اي صورت دهد و در کوه غيرممکنها تونلي بزند .


316) ژان ژاک روسو: شما به مردم آگاهي و بينش بدهيد آنها راه خودشان را انتخاب خواهند کرد .


317) مي گويند سگها کور رنگند، يعني نمي توانند رنگها را ببينند، خوارج نيز احمقند يعني نمي توانند بفهمند .


318) اگر جز خدا چيزي ملاک و شاخص انديشه تو شد تو مشرکي حتي اگر به زبان منکر شوي، پس اگر به جاي کعبه، کربلا و به جاي قرآن، مفاتيح و به جاي سنت پيامبر(ص) ، امام زمان و قبر و گنبد و احاديث جعلي مجلسي تمام فکر و ذکر تو شد، تو مشرکي شک هم نکن .


319) حضرت علي : حق را با صريح ترين لهجه بگوييد!


320) هر يک روزي که روحانيون ديرتر تشريف ببرند، عده بيشتري از اسلام بر مي گردند و وجهه بيشتري از آنان در نزد مردم خراب مي شود .


321) روزي پدر شريعتي به او مي گويد : اين حرفها را تو از کجا مي آوري ؟ من که اينهمه کتاب خوانده ام اينها را نمي دانم ! شريعتي پاسخ مي دهد : براي اينکه من آن کتابها را نخوانده ام !


322) هيچ تفاوتي بين پيامبران نيست همه آنها سفيران يک پادشاه بودند با يک پيام : توحيد . همانگونه که اصحاب پيامبر(ص) همه يک غم داشتند : اسلام .


323) تعصب و تکبر بزرگترين موانع رسيدن به حق است که متاسفانه به وفور در وجود کارمندان مذهب ديده مي شود .


324) شريعتي از تک بعدي و تنگ نظري و کاناليزه شدن در فرهنگي خاص و سياستي خاص و فردي خاص شديدا متنفر بود و اجتناب مي کرد(؟)


325) بعضي ها وقتي به جايي مي رسند خودشان را گم مي کنند، بعضي ها وقتي خودشان را گم مي کنند به جايي مي رسند ! سعي کن از گروه دوم باشي.


326) کتاب من بسيار تلخ است، ولي تلخ تر از واقعيتي نيست که پس از مرگ دچار آن خواهي شد ! شيريني پس از مرگ را با پذيرش اين تلخي بخر .


327) اينک بزرگترين خدمت به اسلام ، شستشوي اسلام است از آلودگي ها ( احاديث و قصه ها و روايات و اسرائيليات و سوء تعبيرها)


328) من مست روحانيت و محبت عيساي ناصريم، اين بزرگترين دشمن خوارج کارمند مذهب چسبيده به دين ! پيرو محمدم، او که پا در زمين داشت و نگاه بر آسمان دعوت به دنيا مي کرد براي رسيدن به آخرت ! و علي اين مجسمه پاکي و زيبايي و مدارا ! و ابوبکر که در تقوي و مصلحت انديشي يگانه زمانه بود ! و عمر که بر خلاف ظاهرش قلبي پاک و بي ريا و ساده چون طلا داشت ! که رُکتر و صريح تر از او خدا نيافريده است . مرا با خرافات آخوندها چه کار ؟


329) کسي که تحمل شنيدن امور ناخوشايند را نداشته باشد يکروز همه آنها را يکجا و به صورت ناگهاني و عيني مي بيند !


330) رابرت آبراهامز : بعضي ها در اثر گلوله مي ميرند و جمعي ديگر در شعله هاي آتش مي سوزند اما اغلب آنها اينچ اينچ در کارهاي بي اهميت محو مي شوند ( و اين بلايي است که فقها و روحانيون در طول سالها و قرنها بر سر اسلام آوردند )


331) خداوند مهربانتر از آن است که کسي را داخل آتش بيندازد . تو وقتي مي ميري خودت را ناگهان يا ته چاهي مي بيني که يک عمر ندانسته کنده بودي يا اوج قله اي که يک عمر ، دانسته پيموده بودي !


332) مردم ايران کسي را که گوشي باشد تحقير مي کنند و گوشي بودن را نشانه ضعف شخصيت افراد مي دانند، ولي من نمي دانم چرا خودشان تمام عمر ، گوش به دهان آخوندها و صدا و سيما و کتبي به خصوص دوخته اند؟ با اينکه حتي سوء نيت حضرات برايشان مسجل شده است .


334) خداوند از راه و روشهاي اتوکشيده ديسيپريني ( مانند خوارج ) سطحي چارچوب مند قاعده دار ، متنفر است . به دنيا نگاه کن . خدا اينگونه است و اينگونه را دوست دارد .


335) خوارج براي همه مردم دنيا چارچوب و قاعده مي کشند ولي خودشان در هيچ چارچوبي نمي گنجند !


336) خوارج آن چوپان دروغگوي ستمگري هستند که چوب دين را به دست گرفته و آنها را ندانسته به سوي دره هاي عميق بدبختي مي راند و خود مي پندارد و براي مردم هم چنين پنداري درست کرده که به سوي مراتعي سرسبز روانند !


337) خوارج فقط دين را مايه قوام و حيات جامعه مي دانند و ديگر کاري به اقتصاد و تغذيه و سياست و . . . ندارند، البته ايکاش همان دين را هم درست مي دانستند !


338) منبر مغز آدم را پوک مي کند، مغز خوارج را پوکتر !


339) ماهي از سر گنده گردد ني ز دُم فتنه از عمامه خيزد ني ز خُم


340) بايد هنگام مطالعه اين کتاب ، در غرنطينه کامل باشي و فقط پس از اتمام آن بروي و از آخوند سر محله سئوال کني !


341) هرگاه اهل سنت هدف و پيام واقعي امام حسين را از ته دل بفهمند و شيعيان نيز به شخصيت و تفکر و روش عالي حکومت داري حضرت ابوبکر و عمر واقف شوند، آنگاه است که بسياري از مشکلات جهان اسلام حل مي شود .


342) براي من عجيب است که نه اهل سنت و نه شيعيان به ادامه آيه کريمه اطيعوا الله و اطيعوالرسول و اولي الامر منکم توجهي ندارند . ادامه آيه مي فرمايد: اگر در موضوعي با حاکمان اختلاف پيدا کرديد آن موضوع را به قرآن و سنت ارجاع دهيد. شيعه که اصلاً امام را معصوم مي داند و معتقد به اختلاف با او نيست، سني نيز اولي الامر را واجب الاطاعه مي داند و او را امر به معروف و نهي از منکر نمي کند! پس مي خواهيد حال و روز جهان اسلام بهتر از اين باشد . حق داريم که سه ميليون يهودي خوارج بر سر يک ميليارد مسلمان سوار شده باشند !


343) آن چنان زندگي کن که راه شوي نه چاه !


344) هم اينک ، خوارج بر سپاه، بر روزنامه کيهان، بر بيت رهبري، بر ائمه جمعه کشور و بر اداره اطلاعات، چنگ انداخته اند باشد که همين ندانم کاريها زمينه ساز سقوط آنها شود . انشاء الله .


345) امام هادي : در آخر زمان قيافه ها روشن و مورد قبول و نوراني و شکل چهره هاي دينداران مذهبي ولي : قلوبهم مظلمه منکدره : دلها تاريکي محض و کدر و سياه و سنگ و بي رحم ! السنه فيهم بدعه : سنت نزد آنها بدعت است ! و البدعه فيهم سنه : به بدعتها مارک سنت و دين مي زنند ! المومن بينهم محقر : مومن بين آنها کوچک است و الفاسق بينهم موقر : فاسق نزدشان موقر و بزرگ است ! امراووهم جائرون : پيشوايان ستمگر ! و علمائهم صائرون في ابواب اظلمه و اغنيائهم يسرقون زادالفقراء علما سرگردان در بابهاي ظلماني و ثروتمندان سارق توشه فقرا . . . . آيا چنين جامعه اي به چشم شما آشنا نيست ؟


346) به اين حکم اصيل و حتمي که حضرت محمد خاتم پيامبران بوده امکان ندارد پس از ايشان کسي به عنوان منجي ظهور کند مگر حضرت عيسي ( اگر از نسل پيامبر(ص) هم کسي ظهور کرد- کسي که هنوز متولد نشده – حضرت عيسي بايد ايشان را تاييد کند زيرا فقط ايشان به وحي متصلند البته: اگر ! )


347) شريعتي : بگو ، نگو ، نمي گويم ، نگو ، نفهم ، مي فهمم !


348) ذات ويروس هايي ( مانند ايدز) در اين است که فقط داخل سلول زنده مي توانند زنده بمانند . دروغها و خرافات نيز فقط در داخل واژه هاي خوب و حق و پشت چهره انسانهاي پاک مي توانند زنده بمانند و رشد کنند ! تمامي عقايد شرک آميز و خرافاتي شيعه داخل مفاهيم و پشت چهره هاي زيبايي مانند حب اهل بيت و شان نزول آيات قرآن پنهان شده است .


349) علت بدبختي خوارج اين است که به همه چيز و همه کس به ديده شک و ترديد نگاه مي کنند به جز عقايد خودشان ! عقايدي که با يقيني ارثي و تقليدي به آنها رسيده در صورتي که مطهري مي گويد : شک مقدمه يقين و ترديد پلکان تحقيق است !


350) آخوند مي گويد: بله، اصول دين تحقيقي است و نه تقليدي ولي تو موظفي به همان نتايجي که ما رسيده ايم برسي و اگر به غير از کفريات و خرافات تاريخي و موروثي ما به نکته اي رسيدي کافري و مهدورالدم .

مطالب این پست از تحریر نخست کتاب
درد سر
اثر
علیرضا حسینی
گرفته شده است

Advertisements
نوشته شده در چالش ها. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: