آلبوم رفقا

این نمونه های بیستگانه گویای محبتی ناگسستتنی و خویشاوندی بسیار محکم میان اهل بیت و اصحاب پیامبرند. این تصاویر با دلائل بسیار روشن و محکم موضوع محبت موجود میان آنها را ثابت مینماید همانطور که خداوند در توصیف آنها بیان داشته: (رحماء بینهم) یعنی نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند. در ادامه مطلب به روابط محکم خویشاوندی سببی آنها در طول پنج الی شش نسل اشاره شده که دال بر رابطه محکم و ناگسستنی اجتماعی و محبت بیش از حد میان آنان میباشد.
چند نکته در رابطه با این خویشاوندی:
1) این خویشاوندی سببی همراه با ذکر نام آنها هم در منابع شیعه وهم در منابع سنی به طور مساوی ذکر شده است.
2) کتابهای تاریخی و شرح حال گذشتگان این قضیه را به طور سطحی نه پژوهشی مورد بحث قرار داده اند،
چه بسا بسیاری از خویشاوندیهای صورت گرفته میان اهل بیت و اصحاب پیامبر ص در کتابهای تاریخی ذکر نشده باشند و یا اینکه اصلا به دست ما نرسیده باشند.
3) موضوع ازدواج و خویشاوندی سببی در فرهنگ عربی موضوعی بسیار با اهمیت بوده و عربها جز با خانواد ه اصیل وشرافتمند ازدواج نمیکردند، سپس اسلام آمد وضمن تأیید این کار، تقوی را به عنوان معیار نخست ازدواج معرفی نمود، لذا انتخاب همسر تا به امروز یک مفهوم اصیل اسلامی بوده و باقی خواهد ماند.
4) گزینش نام برای فرزندان یکی از عادتهای بشر است و تنها مربوط به مسلمانان نیست و در هر جامع های، فرد تنها نام کسانی را برای فرزندش برمی گزیند که بیانگر عطوفت قلبی و قرابت فکری و اعتقادی او نسبت به آنها باشد و یا اینکه بیانگر جایگاه اجتماعی آنان باشد.
5) قبیل هی بنی هاشم جز با افراد همسطح شان از لحاظ دینی و خانوادگی ازدواج نمی کردند، و حتی حُکام در مسأله فسخ نکاح قبیله بنی هاشم با غیر همسطح خویش دخالت میکردند، وشواهد تاریخی راجع به این قضیه بسیار زیادند.

نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

خویشاوندی سببی میان پیامبر (ص) و خلفای راشدین (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

دختران پیامبر (ص)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

ازدواج علی بن ابی طالب (رض) با فاطمه ی زهرا (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

نامهایی که مورد پسند علی و فرزندانش بودند


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

خویشاوندی سببی میان خاندان پیامبر (ص) و ابوبکر صدیق (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

من از دو جهت فرزند ابوبکرم!


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

خویشاوندی سببی میان خاندان پیامبر (ص) و خاندان عمر بن خطاب (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

من فرزند دو خلیفه هستم!


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

عثمان بن عفان (رض) در بیت پیامبر (ص)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

خویشاوندی سببی میان خاندان پیامبر (ص) و خاندان عثمان (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

خویشاوندی سببی میان اهل بیت پیامبر (ص) و عموزاده هایش


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

زبیر (رض) در منزل پیامبر (ص)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

ازدواج بین خاندان علی (رض) وخاندان زبیر (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

ارتباط خویشاوندی میان خاندان علی (رض) و خاندان طلحه (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

دامادهای حسین بن علی بن ابی طالب (رض) از میان فرزندان اصحاب


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

امام محمد باقر (رحمه الله)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

حفصه دختر محمد دیباج و نوه خلفای راشدین و طلحه و زبیر (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

امهات المؤمنین یا همسران پیامبر (ص)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

عشره ی مبشره (رض)


نمایش با کیفیت های بهتر: 1250×1750 – 2500×3500: (پائینمتوسطخوبعالی)

دولت اسلامی تا پایان عصر خلفای راشدین (رض)

11 پاسخ to “آلبوم رفقا”

  1. سید Says:

    با سلام، متاسفانه پولهایی که از دلارهای نفتی وهابیون برای چنین کارهایی هزینه کرده اند باعث گمراهی بسیاری شده است، این مطالبی که نوشته اید اکثرا دروغ و کذب محض است. اگر جویای حقیقت هستید جواب یک یک این مطالب را برایتان می فرستم.
    اما قبل از آن از شما یک سوالی دارم و امید وارم همانگونه که اینقدر وقت صرف کردید تا این اکاذیب را بنویسید کمی هم روی جواب این سوال من فکر کرده و جوابش را برایم بفرستید:
    خدا در قرآن کریم می فرماید: انا من المجرمین منتقمون
    آیا می دانید این آیه به ابجد کبیر عددش برابری می کند با: ابوبکر، عمر، عثمان
    نگویید که ابجد کبیر را نمی دانید که در سوادتان جای شک بسیار باقی می گذارید چون پیامبر هم از ابجد استفاده می کرد
    اما برای اینکه بدانید جواب تمامی مطالبتان را دارم تنها به جواب از یکی از ادعاهایتان بسنده میکنم و آن هم روایتی که ذکرکردید که نسب امام صادق از دو وجه به ابوبکر می رسد:
    يكي از دلائلي كه علماي اهل تسنن براي اثبات حُسن روابط ميان اهل بيت عليهم السلام و خلفاي سه گانه استدلال مي‌كنند و با استفاده از آن، موضع شيعيان در برابر خلفا را مورد انتقاد قرار مي‌دهند ، روايتي است معروف به «ولدني ابوبكر مرتين» كه از قول امام جعفر صادق عليه السلام نقل مي‌كنند . ما در اين جا به صورت مختصر سند و نيز دلالت اين روايت را از مصادر شيعه و سني مورد بررسي قرار داده و در نهايت قضاوت را بر عهده خوانندگان عزيز قرار مي‌دهيم .
    بررسي سند روايت در كتاب‌هاي شيعه :
    اين روايت را هيچيك از علماي شيعه نقل نكرده اند ، تنها مرحوم ابو الفتح اربلي در كتاب كشف الغمه آن را از عبد العزيز بن اخضر جنابذي كه سني حنفي است نقل كرده .
    روایت چنین است: حافظ عبد العزيز جنابذي گفته است: ابو عبد الله جعفر بن محمد ، مادرش ام فروه از طرفي دختر قاسم بن محمد بن ابو بكر است و از طرف ديگر مادرش اسماء، دختر عبد الرحمان بن ابوبكر است و از اين روي امام صادق فرموده: ابوبكر دو بار مرا به دنيا آورده يعني از دو طرف نسب من به ابو بكر مي رسد. (كشف الغمة ، ج2 ، ص 374 ).
    اولاً : حافظ عبد العزيز جنابذي متوفاي 611 است و امام صادق عليه السلام در سال 48 هجري به شهادت رسيده است بين اين دو فاصله زيادي وجود دارد . پس روايت مرسله است و روايت مرسل ارزشي براي استدلال ندارد .
    ثانياً : اين شخص سني مذهب است ؛ چنانچه ذهبي در سير اعلام النبلاء در باره وي مي‌نويسد :
    ابن الأخضر الامام العالم المحدث الحافظ … قال ابن النجار : … وما رأيت في شيوخنا مثله في كثيرة مسموعاته ، وحسن أصوله … .(سير أعلام النبلاء – الذهبي – ج 22 – ص 31 ).
    بهترين شاهد بر سني بودن اين شخص ، استفاده از كلمه «صديق» براي ابوبكر است ؛ در حالي كه همه شيعيان مي‌دانند كه اين لقب از القاب اختصاصي امير المؤمنين علی عليه السلام بوده است. از اين رو ، اين روايت از نظر شيعيان ارزشي ندارد .
    اگر اهل سنت بخواهند مطلبي را براي شيعيان بيان كنند، بايد به روايتي استناد كنند كه از طريق روات شيعه به سند صحيح نقل شده باشد.
    معني ندارد كه بر اساس روايتي كه شيعهً قبول ندارد ، بخواهند عليه آن ها استدلال كنند . ابن حزم اندلسي كه خود از دانشمندان بنام اهل سنت و از مخالفين سر سخت شيعيان است در اين باره مي‌نويسد : معنا ندارد كه ما عليه شيعيان به روايات خودمان استدلال كنيم ؛ در حالي كه آنها قبول ندارند و نيز معنا ندارد كه آن‌ها به روايات خودشان عليه ما استناد كنند ؛ در حالي كه ما آن روايات را قبول نداريم . از اين رو لازم است كه در برابر خصم به چيزي استناد شود كه او قبول دارد و براي او حجت است . (الفصل في الأهواء والملل والنحل ، ج4 ، ص159).
    اما بررسي سند روايت در كتاب‌هاي اهل سنت :
    اين روايت حتي در كتاب‌هاي خود اهل سنت نيز سند درستي ندارد و تمام سند‌هاي آن بدون استثناء طبق قواعد رجالي اهل سنت بي اعتبار هستند ؛ ولي متأسفانه علماي اهل سنت بدون توجه به سند روايت و از آن‌جايي كه بحث فضائل خلفا در ميان است ، با چشمان بسته روايات را نقل و بعد از آن به تاخت و تاز عليه شيعه مي‌پردازند .
    ذهبي ، رجالي مشهور اهل سنت بعد از نقل اين روايت ، بدون اين كه سندي براي آن ذكر كند ، مي‌نويسد: امام صادق از دست رافضه ناراحت بود و اگر مي ديد كه آن‌ها ؛ چه در ظاهر و چه در باطن متعرض جدش ابوبكر مي‌شوند ، دشمن آن‌ها مي‌شد . ولي رافضه قومي جاهل هستند … (سير أعلام النبلاء – الذهبي – ج 6 – ص 255 ).
    اما وقتي رواياتي در فضائل اهل بيت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نقل مي‌كند با اين كه خودش تصريح مي‌كند سند روايت صحيح است ، قلبش را شاهد مي‌گيرد كه اين روايت باطل است !
    همانند روايتي كه از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله نقل مي كند كه فرمود : عدوك يا علي عدوي ، وعدوي عدوّ اللّه: يا علي دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خداوند است.
    ذهبي هيچ دليلي از نظر رجالي بر ضعف اين روايت نمي‌يابد ولي مي‌نويسد: يشهد القلب أنّه باطل؛ قلب من شهادت مي دهد كه اين روايت باطل است. (ميزان الاعتدال، ج 1، ص 82 ، ترجمة أحمد بن الأزهر النيسابوري).
    معلوم مي شود كه يكي از ملاكهاي صحت و سقم روايت، شهادت قلب آقاي ذهبي است.
    سند اول :
    مهمترين سندي كه براي اين روايت مي‌توان يافت ، سندي است كه مزّي در تهذيب الكمال نقل كرده است، روایت را چنین نقل کرده اند که امام صادق فرمود: چيزي از شفاعت علي (عليه السلام) اميد ندارم ، مگر اين كه مثل همان را از ابوبكر اميد دارم ، به درستي كه ابوبكر مرا دو بار به دنيا آورده است ! .
    اولاً در سلسه سند اين روايت چندين راوي مجهول و ضعيف وجود دارد ؛ از جمله :
    1. أبو البركات داود بن أحمد بن محمد بن ملاعب البغدادي : وي مجهول است ؛ چنانچه ذهبي در تاريخ اسلام ، ج 44، ص 287 و صفدي در الوافي بالوفيات ، ج 13 ، ص 286 نام وي را ذكر كرده ؛ اما هيچ گونه جرح و تعديلي نياورده‌اند .
    2 . عبد الصمد بن علي بن محمد . وي نيز مجهول است ؛ چنانچه خطيب بغدادي در تاريخ بغداد ، ج 11 ص 46 نامش را آورده ؛ ولي هيچ مدح و ذمي در باره‌اش نقل نكرده است .
    3 . احمد بن محمد بن إسماعيل الآدمي ، مجهول است .
    4 . عبد العزيز بن محمد الأزدي . نمازي در مستدركات علم الرجال ، ج4 ، ص445 ، شماره 7909 نام وي را ذكر و تصريح مي كند كه مجهول است .
    5 . حفص بن غياث : سليمان بن خلف الباجي از علماي اهل سنت در باره وي مي‌نويسد :
    علي بن مديني گفته است : احاديث حفص و حاتم بن وردان از جعفر بن محمد (عليهما السلام) غير قابل قبول است . (التعديل والتجريح – سليمان بن خلف الباجي – ج 1 – ص 513) .
    و مباركفوري در باره وي مي‌نويسد :
    حفص بن غياث در اواخر عمرش ، حافظه‌اش ضعيف شده بود . حافظ (ابن حجر) در مقدمه فتح الباري به آن تصريح كرده است . ذهبي در الميزان گفته كه ابوزرعه گفته : حفص بن غياث بعد از آن كه قاضي شد ، حافظ‌ه اش ضعيف شد . (تحفة الأحوذي – المباركفوري – ج 2 – ص 124 ).
    و نيز ذهبي در ميزان الإعتدال در باره وي مي‌نويسد: داود بن رشيد گفته : حفص بن غياث ، اشتباهاتش زياد بود. و در ادامه مي‌گويد :
    ابو زرعه گفته : حفص بن غياث بعد از قاضي شدنش ، حافظه‌اش ضعيف شد .
    وقتي در سلسله سند يك روايت چهار نفر مجهول و شخصي همچون حفص بن غياث وجود داشته باشد ، چگونه مي توان به آن اعتماد كرد .
    سند دوم :
    يحيي از جعفر بن محمد (عليهما السلام) نقل كرده است كه فرمود : سوگند به خدا كه پدرم نقل كرد كه علي (عليه السلام) بر عمر وارد شد در حالي كه (عمر) خود را در لباسش پيچيده بود ، امام بر او درود فرستاد و فرمود : احدي از اهل زمين كه خداوند به خاطر آن‌چه در صحيفه‌اش گذاشته است ، در نزد من از اين كس كه خود را در لباسش پيچيده است ، محبوب تر نيست . سپس يحيي گفت كه جعفر (عليه السلام) از ابوبكر ياد كرد و بر او درود فرستاد و فرمود : ابوبكر مرا دو بار به دنيا آورده است . (تاريخ مدينة دمشق – ابن عساكر – ج 44 – ص 453 – 454 ).
    در سند اين روايت اسماعيل بن محمد بن الفضل وجود دارد كه ابن عساكر روايت را از وي نقل مي‌كند . ذهبي در باره وي مي‌نويسد: وقتي ابن عساكر اسماعيل را ديد ، اسماعيل پير شده و حافظه‌اش خوب كار نمي‌كرد. با اين حال چگونه مي‌توان به نقل ابن عساكر از اين شخص اعتماد كرد .
    و نيز نوشته است: من در حالي او را ديدم كه از جهت روايي ضعيف شده بود وحافظه اش خوب كار نمي‌كرد. (سير اعلام النبلاء ، ج20 ، ص86 ).
    و نيز در سند آن معاذ بن المثنى وجود دارد كه محمد بن أبي يعلي در طبقات الحنابلة و ابراهيم بن مصلح در المقصد الأرشد در باره وي مي نويسند: احمد بن حنبل گفته است: وي آدم بد و فاقد عدالت است. (المقصد الأرشد في ذكر اصحاب الامام احمد ، ابراهم بن مصلح ، ج3 ، ص35 و طبقات الحنابلة ، محمد بن أبي يعلي ، ج1، ص399).
    سند سوم :
    حفص بن غياث مي گويد: جعفر بن محمد فرمود: آن چه را از شفاعت جدم علي عليه السلام انتظار دارم، مثل همان را از شفاعت ابوبكر نيز انتظار دارم.
    (سير أعلام النبلاء – الذهبي – ج 6 – ص 259 ).
    اولاً : روايت مرسل است و سلسله سند تا حفص بن غياث نقل نشده است ، شايد سلسله سند همان باشد كه مزي نقل كرده است كه در آن صورت همان اشكالات را خواهد داشت .
    ثانياً : همان طور كه نقل كرديم ، حفص بن غياث كثير الغلط و كم حافظه بوده و روايات او از امام صادق منكَر و غير قابل قبول است .
    البته برخي از علماي اهل سنت و به ويژه ذهبي و ابن حجر در كتاب‌هاي مختلف، اين روايت را نقل كرده‌اند ولي هيچ يك سندي براي آن ذكر نكرده‌اند .
    بنابراين تمامي سند‌هاي اين روايت ، ارزشي براي استدلال ندارند و نمي‌توان به آن اعتماد كرد .
    تحريف روايت :
    ذهبي ، اصل روايت را در سير اعلام النبلاء ، ج 6 – ص 259 اين گونه نقل مي‌كند : « … لقد ولدني مرتين » ؛ در حالي كه در جاهاي ديگر و از جمله چهار صفحه پايين تر از آن ، كلمه «صديق» را اضافه كرده و روايت را اين گونه تحريف مي‌كند :
    فكان يقول : ولدني الصديق مرتين . (الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة – الذهبي – ج 1 – ص 295 و تذكرة الحفاظ – الذهبي – ج 1 – ص 166 و سير أعلام النبلاء – الذهبي – ج 6 – ص 255 و تاريخ الإسلام – الذهبي – ج 9 – ص 88 ).
    مناقشه در دلالت روايت :
    همان طور كه گذشت ، مزي در تهذيب الكمال و ذهبي در سير اعلام النبلاء مي‌نويسند :
    حدثنا حفص بن غياث ، قال : سمعت جعفر بن محمد يقول : ما أرجو من شفاعة علي شيئا إلا وأنا أرجو من شفاعة أبي بكر مثله ، ولقد ولدني مرتين
    شهيد نور الله تستري در جواب اين مطلب مي‌نويسد: دليل بر دروغ بودن اين خبر همين بس كه صاحب شفاعت كبري ، جدش رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم است ، پس سزاوار نيست كه آن حضرت شفاعت جدش را فراموش كرده باشد و اظهار اميد به شفاعت غير كرده باشد . به ويژه ابوبكر كه خودش در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد ، شفاعت كننده و حمايت كننده‌اي ندارد ؛ مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد ! مگر اين كه هدف امام صادق عليه السلام از بيان اين جملات فقط تقيه باشد. اما اين كه آن حضرت فرموده : ابوبكر مرا دو بار به دنيا آورده واقع را بيان مي‌كند نه اين كه افتخار كند ، زيرا پيش از اين گفتيم كه قبيله ابوبكر ، پست‌ترين قبيله قريش بوده است ؛ وابو سفيان هم به اين مطلب تصريح كرده است . و نيز علي عليه السلام در شأن محمد بن أبي بكر فرموده : او فرزندي نجيب از خانواده اي بد است كه اين سخنان پستي قبيله ي ابوبكر را اثبات مي كند. بنا بر اين جايي براي افتخار نمي ماند. (الصوارم المهرقة – الشهيد نور الله التستري – ص 241 – 242 ).
    آيا انتساب به ابوبكر براي امام صادق افتخار دارد يا به ولايت جدش امير المؤمنين عليهما السلام ؟
    چگونه ممكن است امام صادق به چنين مطلبي افتخار كرده باشد ؛ در حالي كه اين مطلب مخالف سيره آن حضرت بوده است . زيرا با مراجعه به سيره آن حضرت مي‌بينيم كه آن حضرت بالا ترين افتخار برايش قبول ولايت و امامت جدش امير المؤمنين عليه السلام است نه ولادت از او به اين حديث توجه كنيد كه مي فرمايد: ولايتي لعلي بن أبي طالب أحبّ إليّ من ولادتي منه، لأنّ ولايتى له فرض وولادتى منه فضل؛ ولايت علي بن أبي طالب (عليه السلام) براي من محبوب‌تر از اين است كه او مرا به دنيا آورده است ؛ چرا كه قبول ولايت او براي من واجب و فرزند او بودن امتياز است. (الفضائل ، شاذان بن جبرئيل ، ص 125 و الروضة في فضائل أمير المؤمنين ، شاذان بن جبرئيل ، ص 103 و بحار الأنوار ، علامه مجلسي ، ج29 ، ص299) .
    و همچنين نقل شده است كه آن حضرت فرمود: ولايتي لآبائي أحب إليّ من نفسي ، ولايتى لهم تنفعنى من غير نسب ، ونسبى لا ينفعنى بغير ولاية؛ ولايت پدرانم براي من ، دوست‌داشتني تر از جان من است ، ولايت آن‌ها براي من فايده دارد ؛ حتي اگر نسبتي با آن‌ها نداشته باشم ؛ ولي نسبت با آن‌ها زماني كه ولايت آن‌ها را نداشته باشم ، برايم سودي ندارد. (مشكاة الأنوار ، علي الطبرسي ، ص 575 ).
    حال چگونه ممكن است كه نسبت امام صادق با امير المومنين افتخار نباشد؛ ولي نسبت با ابوبكر افتخار باشد؟
    در نتیجه با توجه به مطالبی که ذکر شد در می یابیم که این روایت ساختگی و جعلی می باشد و از دروغهایی است که به اهل بیت و شیعیان نسبت داده شده است.

    • حقیقت بین Says:

      عزیز چرا خودت رو به زحمت میندازی ؟؟؟یه سری به تاریخ بیهقی و یا تاریخ طبری بزن تا از درستی اینا با خبر شوی . اقای عزیز خیلی عصبانی هستی,یه لطفی کن اول یه لیوان اب سرد بخور وبعد به حرفام گوش کن.اول اینکه هیچ یک از راویان حدیس شیعه نبودن حتی حضرت علی چون در زمان پیامبر و بعدها خبری از شیعه نبوده و شما بعدها اختراع شدید پس طبیعتا راویان حدیس پیروان قران و سنت پیامبر بودن(سنی)
      پیشنهاد میکنم از منابعی که استفاده کردی بهتر اول نویسنده هاشون رو خوب بشناسی و برای ماهم توضیح بدی که در چه سطح علمی بودن اگه میخوای دلیل روشن ببینی بهتره به سایر مطالب این وبلاگ یه سری بزنی.
      خلاصه ما نفهمیدیم کدوم مطلب کذب و دروغ چون دلیلی ندیدیم.نکونه میخوای بگی که حضرت عمر (رض)که باعث شد ایران دین اسلام رو بپذیره داماد حضرت علی و حضرت فاطمه نیست؟

  2. مرید حضرت علی(ع) Says:

    دوستان گلم من شیه هستم اما این درست نیست که ما همدیگه رو بکوبیم من شیعه هستم چون اهل بیت رو الگوه خودم قرار دادم و دلیله اینکه خیلی ها دوست دارن به اختلافات اهل تسنن و شیعه ها دامن بزنند به این دلیله ه دین رو با سیاست امیختند.
    اقا سعید سعی کن همه چیز رو اون جوری که هست بپذیری,این شجره نامه ی اصحاب و اهل بیت پیامبره و چیزی هستش که خیلی از علمای ما هم قبولش ذارن و در کتاب هاشون نوشتن پس لطفا از طرف شیعه نگید که این مورد قبول نیست چون شیعه چیزی که هست رو قبول دلره.

  3. عبد الحق Says:

    هر کس من مولای اویم پس علی نیز مولای اوست.
    یعنی ابوبکر و عمر و عثمان فرت.
    حالا هر نسبتی که با حضرت محمد ص و علی ع داشته باشند.
    چرا؟ پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد. آقا گم شدند. از پسر پیامبر که بالاتر نداریم.
    فاطمه س شبانه دفن شد و گفت تا ابوبکر و عمر در مراسم تشییع من شرکت نکنند.
    چرا؟ چون هر انسانی انتظار دشمنی دارد ولی از خویشان و آنهایی که ادعای دوستی دارند نه. و بیشتر ناراحت میشود. حالا برو ببین حضرت فاطمه س (که جانم فدای او و خاندانش باد) چرا از دست آنها ناراحت بود.
    از صدر اسلام به دوستان و کسانی که مقام علی ع را شناخته بودند شیعه می گفتند.
    شیعه یعنی گروه ، پیرو.
    و ما مفتخریم پیرو کسی هستیم که هیچ دشمنی نتوانسته منزلت و جایگاهش را پایین بیاورد. معاویه و بنی امیه بسیار تلاش کردند که نام پر فروغ شیر خدا علی ع را بی فروغ نمایند ولی موفق نشدند.
    سوال؟ وقتی دو گروه رو در روی هم قرار بگیرند لاجرم یکی حق است و دیگری باطل. حال یک طرف علی ع و طرف دیگر معاویه+عمرو عاص+عایشه.
    کدام حق است و کدام باطل؟ (قضیه جنگ بر سر خون خواهی عثمان)
    مگر کسی میتواند بگوید علی باطل است؟ و اهل سنت چون راهی ندارند و ناتوانند که علی ع را محکوم کنند و از طرفی هم نمیتوانند خودشان را بزنند.
    اینگونه جواب می دهند.
    هر دو برای حق قیام کردند. علی بر حق بود دو ثواب و طرف دیگر بر حق نبودند و خطا کردند یک ثواب.!!!!!!!!
    بفرمایید جای خدا هم تصمیم بگیرید. و ثواب بذل کنید.
    هر انسانی در هر جایگاهی ممکن است خطا کند.
    و خطا کرده اند. شما چرا می خواهید خطای دیگران را بشویید.
    برای شما بهتر نیست به کسانی متمسک بشوید که هیچ خطایی نداشتند تا خطا کاران.
    فقط ثقلین.
    کتاب خدا و اهل بیت.

  4. حسين Says:

    نويسنده نسبتا محترم چي رو مي خواي ثابت كني؟؟؟؟
    آيا از خودت پرسيدي چرا 70 روز بعد از فوت پيامبر همين خلفاي شما بيعت شكني كردند؟؟؟؟
    چرا فدك رو قصب كردند؟؟؟؟
    چرا قنفذ غلام عمر به دستور او درب را به پهلوي سو گل پيامبر كوبيد؟؟؟؟
    چرا ؟؟؟؟ و صد چراي ديگر؟؟؟؟
    جمع كن اين فك و فاميل بازي رو
    كه چي؟؟؟؟
    شعارما شيعيان علي(ع) تا وقت ظهور مهدي (عج) كه منتقم خون مادرش از خلفاي ناپاك شما هست فقط
    لعن علي عدوك يا علي اولي و دومي و سومي

    • علی Says:

      چرا انصار که علی علی می کردند به این بیعت 70 روز قبل اشاره ای نکردند؟ فدک و سقط جنین فاطمه و بقیه موارد بطور واضح پاسخ داده شده و نیازی به تکرار نیست، شما در خواب خود باشید تا ابد و منتظر همان مهدی موهوم بمانید تا علف زیر پایتان سبز شود

  5. حق جو Says:

    برادری که استناد به ازدواج های اهل بیت وبرخی از صحابه نموده اید .چند نکته در این بحث وجود دارد :
    1)ازدواج افراد مختلف با یکدیگر دلیلی بر همفکری و هم گرایی آنان با هم نمی شود .شما اگر نگاه دقیقی به تاریخ امتها و حکومتها بندازید از ازدواج های سیاسی ومصلحتی به وفور وجود دارد .
    2)ازدواجی باعث افتخار و فضیلت می باشد که؛ آن ازدواج باعث همکاری ،همراهی ،آنان در راستای اهداف مقدس مشترکشان شود.مانند ازدواج علی وفاطمه (علیهما السلام)که ذره ای شک در مه فکری و همدلی علی وپیامبر(علیهما السلام)در بینشیعه وسنی وجود ندارد .اما دیگر ازدواج ها مورد بحث وتردید و مناقشه است.
    3)در مورد ازدواج خلیفه دوم و ام کلثوم لطف کنید جواب دهید علت تهدید خلیفه به علی یر اقامه کردن دو شاه بر تهمت دزدی به علی علیه السلام وهتک حرمت خانه خدا چه بوده است ؟

  6. دوستدار اهل بیت Says:

    با سلام!
    من فقط اینو میدونم که هیچ آخوند دون پایه که هیچ ! هیچ شیعه کم سوادی هم حاضر نیست دختر به سنی بده!
    ولی اهل بیت با صحابه اینکارو کردن. پس دو حالت داره: یا ما الکی تعصب نشون میدیم و یا اونها در این مورد تعصبی نداشتن! که خب معلومه که اولیش درسته. یعنی صحابه و اهل بیت با هم مشکلی نداشتن. و ما اشتباه میکنیم.

    • عیسی طاهری Says:

      سلام
      ممنون
      درست گفتی ولی چرا راه همون اهل بیت رو پیروی نمی کنی. در ضورتی که خودت رو مسلمان هم معرفی می کنی.
      اشتباهت رو اصلاح کن. قبل از اینکه پشیمان بشی.
      منتظرتم.
      عیسی

  7. محمد علی Says:

    سلام علیکم ورحمه الله تعالی برکاته.خیلی وب پر محتوا و کاملی دارید من در همین جهت یک وب دارم ب عنوان اسلام یعنی چه؟ امید وارم با تبادل لینک بتوانیم این حقایق را به کلیه کسانی که اسلام را بطور کامل نمی شناسن و اسلام را خراب کردند برسونیم.انشاءالله. (جزاکم الله خیرا)

  8. مهدی Says:

    من شیعه هستم اما دنیا را از چشم سنیها هم نگاه میکنم و قتی ازچشم شما میبینم به شما حق میدم وقتی از چشم شیعه و معنای متون قرانی به موضوع مینگرم به شیعه اما درخلوت با خودم میگم چرا در اون زمان اماممون علی با اینها مدارا میکرد بیایید ما با هم مدارا کنیم وبه مباحث گذشته فکرمان را مشغول نکنیم همه ما بدیها را محکوم میدانیم بیایید با هم در کنار هم شاد باشیم وبر تمامی مجاهدان اسلام درود فرستیم .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: